خبرگزاری پورانا

PNA

معنای نمادین سفر کابلوف به کابل در هشتم ثور؛ روزی که طالبان آن را روز «استقلال» خواند

مهم ترین خبر های هفته

تحلیل های داغ هفته

ضمیر کابلوف، نماینده ویژه روسیه در امور افغانستان، امروز سه‌شنبه ۸ ثور/ اردیبهشت، وارد کابل شد.

سفر نماینده روسیه به کابل، در هشتم ثور، در کنار سایر اهداف و تعبیرها، حاوی یک پیام یا معنای نمادین نیز است. هشتم ثور/اردیبهشت، روزی است که در تقویم سیاسی افغانستان از آن به عنوان پیروزی جنگ مردم افغانستان در برابر روسیه یاد می‌شود. طالبان نیز در بیانیه‌ای هشتم ثور را روز«پیروزی» و «استقلال» توصیف کرده‌اند.

در مقابل، طالبان هفتم ثور(روز پیروزی احزاب کمونیستی وابسته به روسیه وقت) را آغاز سیاه‌روزی و جنگ و بدبختی افغانستان توصیف کرده‌اند.

در واقع در تقویم سیاسی افغانستان روزهای هفتم و هشتم ثور به نمادی از پیروزی دو جریان چپ و راست یا در واقع دو ایدیولوژی(کمونیزم و اسلامیزم) تبدیل شده است. در هفتم ثور ۱۳۵۷ احزاب کمونیست افغانستان طی یک کودتای نظامی، سردار محمد داوود رییس جمهوری وقت را کشتند و قدرت را بدست گرفتند. ۱۴ سال بعد، احزاب اسلامی و جهادی افغانستان در هشتم ثور با شکست دولت کمونیستی تحت‌الحمایه مسکو، وارد کابل شده و قدرت را بدست گرفتند.

با توجه به ارزش نمادین روزهای هفتم و هشتم ثور، گرامی‌داشت از یکی از این روزها، جهت‌گیری احزاب، جریان‌های سیاسی و حکومت‌ها نسبت به دو ایدیولوژی یا در واقع دو رژیم حاکمیتی و حزبی را مشخص می‌کند.

احزاب و افرادی که گرایش اسلامیستی دارند، هشتم ثور را گرامی می‌دارند و از آن به عنوان یک روز مهم تاریخی در کشور یاد می‌کنند که در آن مردم افغانستان در جنگ با اشغالگران پیروز شدند. در تعبیر دیگر، این روز به عنوان نمادی از پیروزی اسلام بر کفر نیز معرفی می‌شود.

احزاب و افرادی که گرایش چپی و کمونیستی دارند، از هفتم ثور به عنوان روز پیروزی یاد می‌کنند. آنان هفتم ثور را پیروزی انقلاب سوسیالیستی بر نیروهای مرتجع می‌خوانند. طرفداران هفتم ثور، هشتم ثور را روز سیاه و سر آغاز بدبختی عنوان می‌کنند.

اما در این میان تکلیف طالبان ناروشن می‌ماند. این گروه هرچند خود را بخشی از روند استکمالی «جهاد» می‌داند و از ادبیات و گفتمان جهادی در سیاست اعلامی استفاده می‌کند، اما در عمل بیشترین رابطه را با روسیه(میراث‌دار شوروی وقت) دارد. روسیه اولین و یگانه کشوری است که رژیم طالبان را برسمیت شناخته است. گفته می‌شود که شمار زیادی از بقایای رژیم‌های کمونیستی که تعلقات تباری با طالبان دارند، در درون این گروه مشغول تلاش برای تعمیق روابط طالبان و مسکو هستند. اما در اعلامیه‌های رسمی، طالبان خود را مجاهد می‌خوانند و از هشتم ثور گرامیداشت به عمل می‌آورند. چنانچه اشاره شد، گرامیداشت از هشتم ثور به معنای داشتن گرایش ضد روسی نیز تعبیر می‌شود. این یکی از تناقض‌هایی است که طالبان در حوزه گفتمانی و مناسبات خارجی با آن مواجه است.

اما آیا سفر ضمیر کابلوف نماینده روسیه به کابل در روز هشتم ثور، دارای کدام انگیزه پنهان و نمادین است؟ بعید است که چنین نباشد. انتخاب چنین روزی به عنوان روز سفر به کابل نمی‌تواند تصادفی باشد و معنا و ربط نمادین آن با یک رویداد تاریخی مهم در روابط روسیه و افغانستان از چشم دستگاه دیپلماسی روسیه پوشیده مانده باشد.

طالبان یک سیاست چند پهلو و مرموز را در روابط خارجی به کار می‌گیرد. سیاستی که براساس آن همزمان با آن که گسترش روابط با دولت‌های شرقی در دستور کار است برای جلب حمایت کشورهای غربی نیز تلاش صورت می‌گیرد. چنین سیاستی به اعتقاد ناظران عامل عمده جنگ و بی‌ثباتی طی پنج دهه اخیر در افغانستان بوده است. سیاستی که هرچند بی‌طرفی خوانده می‌شود اما در عمل همه طرف‌ها را درگیر ماجراهای پیچیده افغانستان می‌کند و به تشدید رقابت قدرت‌ها در زمین افغانستان منتهی می‌شود.

با این حال، صرف نظر از اینکه سیاست چند پهلوی طالبان چه پیامدهایی برای افغانستان می‌تواند در قبال داشته باشد، این گروه در تبلیغات رسمی پیشبرد چنین سیاستی را یک دست‌آورد مهم برای خود تعبیر کرده و به اصطلاح آن را «هشیاری» دیپلماتیک تعریف کرده‌اند. چنین تعریفی به صورت طبیعی کشورهای طرف رابطه با طالبان را «فریب‌خورده» یا «ناآگاه» جلوه می‌دهد. انگار طالبان همه چی را می‌دانند و دیگران نمی‌دانند. شکل‌گیری این برداشت در واقع موجب تحقیر دیپلماتیک کشورهای طرف رابطه با طالبان می‌شود. چنانکه روسیه بخاطر برسمیت‌شناسی طالبان انتقادهای گسترده‌ای را در سطح جهانی به جان خرید. هزینه‌ای که طالبان دستکم در سطح گفتمانی نه تنها حاضر به جبران آن نیست بلکه در اعلامیه رسمی خود روسیه را مسبب سیاه روزی افغانستان معرفی می‌کند. شاید با این تصور که به غربی‌ها پیام بفرستد که همچنان فاصله خود را از روسیه و وفاداری ایدلوژیک خود به جریان‌های فکری تحت‌الحمایه غرب را حفظ می‌کند.

در همین چارچوب اگر سفر کابلوف به کابل در هشتم ثور تفسیر شود، چنین معنا می‌دهد: طالبان نمی‌توانند ادعای استقلال کنند و از خط فکری دشمن‌پنداری روسیه تغذیه تبلیغاتی کنند. این گروه حاکم کشوری نیست که بتواند همزمان در چند جبهه بجنگد و حاضر به پذیرش واقعیت‌های عینی نباشد!

با این حال، جدا از جنبه‌های نمادین سفر کابلوف به کابل، مسایل دیگری هم هست که معمولا طالبان و مسکو در باره آن اطلاع‌رسانی نمی‌کنند.

کابلوف از حلقه اولیگارشی‌های روسیه دانسته می‌شود که در تجارت نفت با مقام‌های طالبان شراکت‌ها و منافعی دارد. روسیه به افغانستان تحت کنترل طالبان به عنوان بازار فروش نفت و گاز و مجرای انتقال این مواد به آسیای جنوبی نگاه می‌کند. جنگ اوکراین که شریان انتقال نفت روسیه به اروپا را مسدود کرد، باعث شد روسیه به طرف شرق نفت و گاز ارسال کند.

تنش‌های پاکستان و طالبان و بسته شدن مرز دو کشور، برای روسیه بی‌تاثیر نیست. بویژه آنکه چین تلاش دارد از طریق میانجی‌گری نفوذ خود را در افغانستان و پاکستان گسترش دهد. این تحولات توجه روسیه را از نظر سیاسی و اقتصادی به افغانستان و جنجال‌های آن معطوف می‌کند که سفر کابلوف در این راستا‌ها به کابل صورت می‌گیرد. اما جنبه نمادین این سفر در یک روز تاریخی در افغانستان، نباید نادیده گرفته شود.

نویسنده: رستم روشنگر

سایر مقالات پیشنهادی پـــــــــورانا

عضویت در خبر نامه پورانا

جهت عضویت در خبر نامه فرم زیر را پر نمایید.