سراجالدین حقانی سرپرست وزارت داخله طالبان و رهبر شبکه تروریستی حقانی، یکی از مخوفترین چهرههای طالبان و در عین حال شبکهسازترین آنان به شمار میرود. اگر «نمادگرایی» را نیز به عنوان یک شناسه هویتی حقانی به شمار آوریم، این چهره طالبان بهتر شناخته خواهد شد و به ابعاد اهداف او در درون ساختار طالبان بیشتر میتوان پیبرد.
حقانی را میتوان تا حدودی به احمد شرع یا همان جولانی در سوریه مقایسه کرد. با این تفاوت که حقانی کل ساختار قدرت طالبان را در دست ندارد و ساختار اجتماعی قبیلهای افغانستان و ساختار تفکر بسته و بدوی طالبان امکان مانور بیشتری به او نمیدهد تا یک شبه چهره عوض کند و از رهبر یک گروه تروریستی به نقل مجالس جوامع دموکراتیک تبدیل شود. البته تفاوتهای زیادی میان حقانی و جولانی وجود دارد و اینجا مقایسه کامل آنان مطمح نظر نیست. شاید این مقایسه باب میل حقانی باشد.
حقانی که در دوره جنگ بیست ساله طالبان با نظام دموکراتیک، رهبری و سازماندهی خطرناکترین و مرگبارترین عملیاتهای تروریستی و انتحاری طالبان را به عهده داشت، با برگشت طالبان به قدرت، تلاش کرده از خود یک چهره معتدل، منطقی، منعطف و معقول بتراشد. لازمه چنین تلاشی، توجه به نمادگرایی و تبلیغات است.
دید و وادید با ورزشکاران معروف و گرفتن عکس یادگاری با آنان، برگزاری مراسم مشاعره، حضور در محافل مردمی، حضور در مراسمهای فاتحهخوانی، اعمار مکان یادبود به کشته شدگان طالبان در دشت لیلی و کارهای دیگری از این قبیل بخشی از یک تلاش برنامهریزی شده برای تغییر چهره حقانی از یک تروریست به یک رهبر سیاسی قابل پسند است.
انس حقانی، برادر سراجالدین حقانی، بخشی از کارهای دیپلماتیک یا در واقع دیپلماسی فرهنگی و مردمی سراجالدین حقانی را پیش میبرد. او در بعضی از سفرهای خارجی مقامهای طالبان همتراز با وزیر خارجه این گروه اشتراک میکند و در بسیاری از محافل فرهنگی و اجتماعی حضور دارد. او نشستهای مردمی با حقانی را ترتیب میکند. در همه این نشستها تلاش برای کمرنگسازی چهره تروریستی و پررنگسازی چهره مردمی و متفاوت حقانی مشهود است.
بی جهت نیست که گاهی برخی از رسانههای غربی و امریکایی مقالاتی در باره حقانی مینویسند و از او به عنوان یک آدم معقول و قابل انعطاف یاد میکنند. در این حوزه کاری خلیزاد و حتا همسر خلیلزاد فعال هستند.
به تازگی سراجالدین حقانی، در سفری به به ولایت زابل، از محل دفن ملا عمر، رهبر پیشین طالبان، بازدید کرده و دستور داده که این مکان «بهسازی» شود.
این اقدام سراجالدین حقانی آشکارا «نمادگرایی» هدفمند است و به چند هدف عمده زیر اشاره دارد.
یک، متحد نشان دادن صفوف رهبری طالبان و رد نمادین وجود اختلاف میان او و ملا محمد یعقوب وزیر دفاع طالبان و از مدعیان رهبری در این گروه؛
دو، اعلام وفاداری نمادین به رهبر زنده طالبان، از طریق حرمتگذاری به رهبر متوفای این گروه؛
سه، به رخ کشیدن احساس وفاداری به افراد طالبان و اشاره نمادین به قرار داشتن در مسیر و اهداف بنیانگذاران این گروه؛
ممکن سفر حقانی به ارزگان که به طور سنتی پایگاه اصلی جناح درانی طالبان به شمار میرود، اهداف پیدا و پنهان دیگری هم داشته باشد، اما سه نکته مورد اشاره در بالا بودن شک که از اهداف و انگیزههای اصلی این سفر است و به صورت آشکار نشان میدهد که سقف جاهطلبی سراجالاین حقانی در میان رهبران طالبان بالا است. این میتواند زنگ خطری به ملاهبتالله رهبر طالبان باشد. کسی که یا از ترس یا به لحاظ خصایص انزواجویانه شخصی از مردم و حتا مقامهای طالبان پنهان شده است و نمیتواند از نمادگرایی و تبلیغات در جهت تقویت جایگاه خود و تثبیت رهبری استفاده کند. به طریق مشابه برای ملا یعقوب نیز این رفتار حقانی میتواند تهدیدآمیز باشد. ملا یعقوب نیز مدعای رهبری طالبان را دارد اما حقانی حرکاتی انجام میدهد که ناظران در پرتو آن کمظرفیتی یا کمهوشی یا هم کمتلاشی ملا یعقوب در رسیدن به رهبری را تماشا کنند. یک نمونه همین رفتن به زیارت ملا عمر و صدور دستور بهسازی قبر او است.
نویسنده: رستم روشنگر
