امیر خان متقی سرپرست وزارت خارجه طالبان، امروز، پنجشنبه، ۲۷ حمل/فروردین، ادعای پرسش برانگیزی در مورد رعایت توازن قومی در رژیم طالبان مطرح کرده است.
او که در نشستی درباره اجرای فرمان هبتالله آخوندزاده در مورد «جلوگیری از رواجهای نادرست» صحبت میکرد، مدعی شده که در ادارات طالبان از هر قوم مسئولان حضور دارند و این امر به گفته وی باعث «پیشرفت و تامین ثبات» در کشور شده است.
سرپرست وزارت خارجه طالبان در حالی ادعای حضور و مشارکت همه اقوام در رژیم طالبان را مطرح کرده که در عمل رژیم طالبان به لحاظ قومی یکی از انحصاریترین حاکمیتهای سیاسی در افغانستان در صد سال اخیر دانسته میشود.
در رژیم طالبان، اکثریت مطلق کرسیهای حکومتی در اختیار پشتونها است و از اقوام غیرپشتون (تاجیکها، هزارهها، ازبیکها و…)که هفتاد درصد جمعیت کشور را تشکیل میدهند، در کابینه طالبان و موقفهای تصمیمگیری رژیم این گروه نمایندهای حضور ندارد.
برخی از افراد منتسب به اقوام غیرپشتون که در برخی از سمتهای نمادین در رژیم طالبان گماشته شدهاند، فاقد هر نوع اختیار و صلاحیت تصمیمگیری هستند و نقشی در سیاستگذاری های کلان طالبان ندارند.
بدلیل انحصار قومی حاکم در رژیم طالبان، تشکیل حکومت فراگیر با مشارکت اقوام به یکی از مطالبات اساسی جامعه جهانی از رژیم طالبان تبدیل شده است. مطالبهای که طالبان اعتنایی به آن نکرده و بلکه آن را مداخله در امور داخلی عنوان کردهاند.
گفتنی است که افغانستان یک کشور کثیرالقومی(۱۴ قوم در قانون اساسی قبلی نامهای شان ذکر شده است) است. اقوام تاجیک، هزاره، پشتون و ازبیک، از اقوام چهارگانه بزرگ افغانستان به شمار میروند. پشتونها چیزی در حدود ۳۰ درصد(آمار تخمینی) جمعیت کشور را تشکیل میدهند.
با این حال، طالبان که از میان قبایل پشتون برخاستهاند، بیش از ۹۰ درصد مقامهای حکومتی را در اختیار گرفته و با نصب چند چهره انگشت شمار وفادار به خود در موقف های نمادین مدعی میشوند که در ادارات شان از همه اقوام حضور دارند. ادعایی که به صراحت خلاف واقع است و طرح آن از سوی طالبان بیشتر برای مخاطبان خارجی صورت میگیرد.
طبق یک سنت سیاسی نانوشته در افغانستان، حکومت(شامل قوای سه گانه) میان نمایندگان اقوام تقسیم میشود و از هر قوم به ویژه اقوام چهارگانه بزرگ باید متناسب به شعاع حضور و جمعیت شان در حکومت نماینده حضور داشته باشد. این حضور و مشارکت که باید بوسیله تضمین قانون اساسی حمایت شود، یکی از عوامل عمده و اساسی ثبات سیاسی در کشور دانسته میشود. به طریق مشابه نادیده گرفتن اقوام دیگر و تشکیل حکومت انحصاری تک قومی عامل اصلی بیثباتی در کشور به شمار میرود. عاملی که در رژیم طالبان به شدت تقویت شده و انباری از نارضایتی و نفرت قومی در جامعه چند قومیتی افغانستان را بوجود آورده است.
هم اکنون جریانهای نظامی ضد طالبان از میان اقوام غیرپشتون شکل گرفته و یا در حال شکلگیری است و عامل قومیت یکی از مولفههای راهبردی شکلگیری جریانهای نظامی ضد طالبان به شمار میرود.
هرچند رهبران جریانهای نظامی ضد طالبان، تلاش میکنند در روایتها و گفتمانهای رسمی، از مسایل قومی به صراحت یاد نکنند و این رویکرد را تلاشی برای حفظ وحدت ملی عنوان میکنند، اما در میان نخبگان فرهنگی و متن جامعه، انباری از نفرت قومی بوجود آمده که مسبب آن سیاستهای آشکارا قومی طالبان دانسته میشود.