جعفر مهدوی از اعضای سابق مجلس نمایندگان افغانستان، در نشستی در وزارت امور خارجه طالبان در مورد چگونگی تشکیل حکومت همهشمول اظهاراتی داشته که طالبان آن را دستمایه تبلیغات وسیع سیاسی به نفع تعریف خود شان از حکومت همه شمول ساختند. تا آنجا که آقای مهدوی مجبور شد توضیحی در صفحه ایکس خود بنوسید و منظورش از حکومت همه شمول را توضیح دهد.
از متنی که آقای مهدوی در صفحه ایکس خود تحت نام اصلاحیه نگاشته معلوم میشود که طالبان بخشی از اظهارات او در نشست متذکره را قطع کرده و نشر کردهاند اما بخش دیگری از اظهارات او را که توضیح کاملی از منظورش در باره حکومت همه شمول بوده را نشر نکرده اند.
آقای مهدوی توضیح داده که در اظهاراتش در وزارت خارجه با برگشت اشخاص مفسد گذشته به حکومت مخالفت کرده اما در اصول با تشکیل حکومت همه شمول مخالف نیست بلکه آن را اجتناب ناپذیر میداند. در واقع بحث اصلی اختلاف در تعریفی است که از حکومت همه شمول وجود دارد. طالبان تعریف خود را دارند و همین اداره خود خوانده خود را به اعتبار اینکه چند تا از چهرههای غیرپشتون در جاهایی نصب شده اند، حکومت همه شمول میدانند. اما کشورهایی که بر تشکیل حکومت فراگیر در افغانستان تاکید دارند، تعریف دیگری از فراگیری حکومت دارند و تعریف طالبان را نمیپذیرند.
طالبان تلاش می کنند که تعریف خود شان از حکومت فراگیر را از زبان چهرههایی بیان کنند که از نظر فکری، قومی و سازمانی طالب نیستند. جعفر مهدوی یکی از همین چهره ها است. او از نظر قومی هزاره است و از نظر مذهبی شیعه است و از نظر سازمانی طالب نیست و اینکه از بقایای نظام جمهوریت است. به صورت سنتی چهرههای سیاسی شیعه و هزاره نزدیک به ایران تلقی می شوند. به همین دلایل، طالبان صحبتهای آقای مهدوی را دستآویز قرار داده و خواسته اند به ایرانیها بگویند که مخالفت ما با حکومت فراگیر مورد نظر شما، ریشه در تفکر قومی و طالبانی ندارد بلکه چهره های سیاسی بازمانده جمهوریت که طالب هم نیستند و هم فکر و عقیده طالبان هم نیستند و از قوم پشتون هم نیستند، نیز مخالف حکومت فراگیر به معنای مورد نظر ایران هستند.
وزارت امور خارجه حکومت خود خوانده طالبان، در خبرنامهای به نقل از آقای مهدوی نگاشته که جعفر مهدوی در نشست وزارت خارجه گفته که جمهوری اسلامی ایران از مسئله ایجاد حکومت فراگیر در افغانستان بگذرد. از آقای مهدوی نقل شده که این امر(تشکیل حکومت فراگیر) نه عملی است و نه قابل قبول. طبق خبرنامه طالبان، آقای مهدوی تاکید کرده که نوعیت حکومت یک موضوع داخلی مردم افغانستان است.
ایران یکی از کشورهایی است که برغم تعامل با طالبان همواره بر ایجاد حکومت فراگیر تاکید داشته و این چیزی است که برای طالبان ناراحت کننده بوده و در صدد آن هستند که کشورهای منطقه را قانع بسازند که در آنچه فراگیر بودن و فراگیر نبودن حکومت مورد نظر این گروه خوانده می شود، مداخله نکند و به اصطلاح آن را همچون یک موضوع داخلی افغانستان تلقی نماید. کاری که به نظر می رسد تا کنون ایران از آن اجتناب کرده است. مقامهای ایرانی بارها بر این نکته تاکید کرده اند که ایجاد یک حکومت فراگیر یک ضرورت جدی است که طالبان باید به آن تن دهند.
به همین دلیل بوده که سید رسول موسوی معاون وزارت امور خارجه ایران در بخش آسیای جنوبی که افغانستان را نیز پوشش میدهد، به اظهارات آقای مهدوی واکنش نشان داده است.
آقای موسوی، در صفحه ایکس خود نوشته که«دربخشی از این نشست(نشست وزارت خارجه طالبان در باره روابط با ایران)صحبتی کلی درباره حکومت فراگیر می شود فکر می کنم سخنران محترم اطلاعات و تحلیل درستی از آن ندارد.» وی در ادامه مینویسد:«حکومت فراگیر یک حکومت ائتلافی نیست، یک حکومت مشارکتی نیست، یک حکومت جمع اضداد نیست.» آقای موسوی ادامه میدهد:«حکومت در صورتی فراگیر است که به طور مؤثر همه اعضای جامعه را درگیر کند و در خدمت آن باشد. اگر وضع و اجرای قوانین شفاف، بی طرفانه و پاسخگوی همه آحاد کشور باشد، آن حکومت فراگیر و پاسخگو است. حکومت فراگیرمساله ملی و داخلی افغانستان است برای داشتن یک دولت با ثبات و رو به توسعه و ایران در جستجوی یک دولت با ثبات در همسایگی خود است. پیشنهاد می کنم شرکت کنندگان در نشست این مقاله را که درباره نیاز حتی کشورهای اروپایی به حکومت فراگیر نگاشته شده بخوانند.»
آقای موسوی البته که با زبان دپیلماتیک باز هم بر تشکیل حکومت فراگیر تاکید میکند و آن را نیاز ثبات و توسعه میداند. او میگوید که ایران خواهان افغانستان با ثبات است و ثبات و توسعه بدون فراگیری حکومت بوجود نمیآید. تعریفی که وی از حکومت فراگیر مطرح میکند تا حد زیادی درست است. او در تشریح دیدگاه خود بر وضع و اجرای قوانین شفاف و بی طرفانه تاکید میکند که پاسخگوی همه اعضای جامعه باشد. طالبان اما بارها در پاسخ به خواست ایران مبنی بر تشکیل حکومت فراگیر، با تمسخر به آن نگاه کرده و این پرسش استفهامی را مطرح کرده اند که آیا حکومت ایران فراگیر است؟! البته که این بحث جدا و نیازمند تفصیل بیشتر است. واقعیت این است که طالبان حرف هیچ کی را دراین خصوص نمیشنوند.
بحث ما اما اینجا متمرکز به آقای مهدوی است. آقای مهدوی را در واقع در اینجا نماینده طیفی از چهرههای سیاسی در نظر میگیریم که به لحاظ سازمانی و فکری و قومی طالب نیستند اما بعد از برگشت دوباره طالبان به هر دلیلی در کشور مانده و درصدد آن بوده اند که ماندن خود را در تحت سلطه حاکمیت قومی و ایدیولوژیک طالبان توجیه کنند. این طیف از سیاسیون در سه سال اخیر پیوسته به زبان نرم، ملفوف مطالبات خود را از طالبان مطرح کرده و نرمش و کرنش خود در برابر طالبان را اینگونه توجیه کرده اند که گویا اگر با طالبان به زبان نرم صحبت شود و از تواضع کار گرفته شود، حرف شنوی خواهند داشت.
در واقع میتوان گفت که موقعیت«مهدویها» یک موقعیت خیلی دشوار است. آنها کسانی اند که طالبان حرف شان را جدی نمیگیرند و هیچ تاثیری در روند سیاسی جاری تحت حاکمیت طالبان نداشته اند. طالبان فقط دنبال استفاده ابزاری از اینهایند تا به خارجیها بگویند که حکومت ما فراگیر و اهل مدارا است و مخالفان سیاسی و فکری ما نیز زیر چتر حکومت ما مجال نفس کشیدن دارند. مهدویها در سوی دیگر جایگاه و اعتماد خود را نزد مردم نیز از دست دادهاند. مردم هیچگاه از اینها حمایت نکرده و آنان را ترسو و تسلیمی میدانند. حتا اینها حق انتقاد صریح از طالبان را ندارند و وقتی طالبان مثل مورد اخیر میخواهند که از سخنان شان استفاده تبلیغاتی کنند، حق آن را ندارند که نسبت به این موضوع با لحن صریح انتقاد کنند.
ترس و رعب حاکم بر جامعه باعث شده که«مهدویها» خواسته و ناخواسته در اظهار نظرهای رسمی و رسانهای از راهبردی استفاده کنند که به نفع طالبان و به ضرر خود شان است. این راهبرد سه عنصر دارد. بدگویی مقام های دولت پیشین، نکوهش مداخلات خارجیها و تمجید از عملکرد طالبان.
آنگونه که در متن اصلاحیه آقای مهدوی میخوانیم، افرادی مثل او حرف شان این است که حکومت همه شمول یعنی اینکه طالبان نه از میان چهره های سیاسی مخالف خود که در جمهوریت هم نقشی داشتند، بلکه از افرادی در تشکیل حکومت فراگیر کار بگیرند که از نظر قومی و فکری و سازمانی طالبان نیستند، مورد حمایت خارجی ها نیستند و چون با آمدن طالبان کشور را ترک نکرده اند، اهل فساد هم نیستند و خوش بین طالبان هستند. به صورت فشرده حرف ناگفته مهدویها این است که طالبان ما را در حکومت جایگاه و موقف بدهند و اگر چنین شد، حکومت فراگیر تشکیل می شود و اعتراضات از بین می رود و دنیا گل و گلزار است. این متاسفانه یکی از زشتیهای فرهنگ سیاسی افغانستان است. همه برای منافع شخصی خود کار میکنند و بر مبنای آن خیر و مصالح عمومی را میسنجند.
خود همین آقای جعفر مهدوی، یکی از اعضای ارشد دولت قبلی بود. او در مجلس نمایندگان از امتیازات خاصی برخوردار بود و بخشی از عوامل داخلی فروپاشی جمهوریت به عملکرد پارلمان و اعضای آن بر میگردد که همیشه حکومت را برمبنای منافع شخصی خود شان قضاوت میکردند و همواره همدست حکومت هایی بودند که در تضاد با منافع مردم حرکت میکردند.
آقای مهدوی روابط نزدیکی با حنیف اتمر آخرین وزیر امور خارجه حکومت اشرف غنی، داشت و بر اساس همین گونه روابط به مجلس راه پیدا کرد و مورد حمایت حلقات خاص سیاسی قرار داشت.
در مورد شخصی که اکنون رییس مرکز مطالعات استراتیژیک وزارت خارجه طالبان است، گفته می شود که در زمان جمهوریت هم همکار طالبان بود و به این گروه لابی گری میکرد. او ولی الله شاهین نام دارد که قبلا خبرنگار شبکه تلویزیونی الجزیره بود. یکی از منابع مهم و معتبر در ریاست امنیت ملی به من(نگارنده) گفت که آقای شاهین در زمان جمهوریت یک لابیگران طالبان بود و با استخبارات قطر در ارتباط بود. به گفته این منبع، امنیت ملی در آن زمان به اسناد و مدارکی دسته یافته بود که نشان می داد ولی الله شاهین به طالبان و به قطر کار میکند و وقتی قرار شد که بازداشت شود، مقامات بلند پایه حکومت مانع گرفتاری وی شدند.
به همین بسیاری از کسانی که امروزه زیر سلطه طالبان زندگی میکنند، روابط پنهانی قبلی با طالبان داشتند که در نقش ستون پنجم برای نظام جمهوریت کار می کردند. حالا همین ها از آدرس های به اصطلاح مستقل و کارشناس و نخبه سیاسی به طالبان طرح میدهند که در سیاست داخلی چه کند و در سیاست خارجی چه کند.
نویسنده: بهرام کابلی
