خبرگزاری پورانا نوشتههای برتر پیرامون مسائل مهم سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و…را از صفحات اجتماعی گزینش و در بخش «نظرها» به نشر میرساند. مسوولیت نوشتهها بدوش نویسندگان میباشد.
——————————————
نوروز به عنوان نماد «دیگری فرهنگی» به حاشیه رانده شده است
نوروز به عنوان یکی از کهنترین آیینهای فرهنگی حوزهی تمدنی افغانستان، ایران و آسیای مرکزی، نه تنها یک پدیدهی اجتماعی و فرهنگی، بلکه موضوعی واجد اهمیت حقوقی در چارچوب حقوق فرهنگی و هویت قانون اساسی دولتهاست. افغانستان به عنوان جامعهای با تکثر قومی، زبانی و فرهنگی در طول یک قرن اخیر تجربههای متنوعی از شناسایی، تساهل، ابزارسازی و سرکوب آیینهای فرهنگی (از جمله نوروز) در نظامهای حقوقی و قانون اساسی خود داشته است. این مقاله با رویکرد تحلیلی ـ تطبیقی، جایگاه نوروز را در حقوق بینالملل بشر و در تحول قوانین اساسی افغانستان از ۱۹۲۳ تا اکنون بررسی میکند. مقاله با اتکا بر نظریهی «قانون اساسی فرهنگی» و مفهوم «هویت قانون اساسی» نشان میدهد که نحوهی شناسایی یا حذف آیینهای فرهنگی در متون قانون اساسی، بازتابی از درک دولت از ملت، مشروعیت سیاسی و رابطه میان دین، فرهنگ و قدرت است. یافتههای مقاله نشان میدهند که اگرچه نوروز در اغلب قوانین اساسی افغانستان به صورت صریح ذکر نشده؛ اما در دورههای مختلف، از طریق حقوق فرهنگی ضمنی و یا از طریق مقررات اداری به رسمیت شناخته شده است. در مقابل، در دورههایی که هویت ایدئولوژیک دولت بر هویت فرهنگی غلبه یافته، نوروز به عنوان نماد «دیگری فرهنگی» به حاشیه رانده شده است. مقاله، استدلال میکند که بهرسمیتشناختن حقوق فرهنگی در سطح قانون اساسی، نه تنها ابزار حفاظت از میراث ناملموس، بلکه سازوکاری بنیادین برای تقویت انسجام اجتماعی و مشروعیت نظم حقوقی در جوامع چندفرهنگی مانند افغانستان است.
……………………….
نویسنده: داکتر محمد ایوب یوسفزی، استاد دانشگاه و پژوهشگر حوزه حقوق بشر
برگرفته شده از صفحه ایکس داکتر محمد ایوب یوسفزی، استاد دانشگاه و پژوهشگر حوزه حقوق بشر
نوروز به عنوان نماد «دیگری فرهنگی» به حاشیه رانده شده است
