تجلّی آیات الهی، میراث تمدّن و نغمه شاعران در بهار جانها
نوروز در آیینه شعر و جان: بیداری طبیعت، بیداری دل
با رخت بستن زمستان سرد و خاموش، زمین جامهای نو بر تن میکند؛ سبزه از دل خاک سر برمیآورد، شکوفهها بر شاخههای خشک مینشینند و نغمه بلبل، سکوت سرد ایّام گذشته را میشکند. نسیم بهاری، عطر زندگی را در فضا میپراکند و جهان، گویی از نو متولّد میشود.
در این هنگامه، طبیعت تنها دگرگون نمیشود، بلکه دلهای آگاه را نیز به بیداری فرامیخواند؛ گویی هر برگ سبز، آیهای است و هر شکوفه، پیامی از حیات دوباره.
ادب فارسی نیز این حقیقت را دریافته و نوروز را نه صرفاً یک فصل، بلکه تجدید حیات روح دانسته است. چنانکه با نسیم نوروزی، چراغ دل را روشن میسازد:
ز کوی یار میآید نسیم باد نوروزی
از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی
و این موسم را با دعای برکت میآراید:
برآمد باد صبح و بوی نوروز
به کام دوستان و بخت پیروز
در نگاه ، این شکوفایی تنها ظاهری نیست، بلکه نشانهای از حقیقتی بزرگتر است:
این بهار نو ز بعد برگریز
هست برهان وجود رستخیز
و ، آن را ریشهدار در تاریخ و تمدّن میداند:
به جمشید بر گوهر افشاندند
مر آن روز را روز نو خواندند
بدینسان، نوروز در ضمیر فرهنگ، با طبیعت، شعر، حکمت و ایمان درآمیخته است.
نوروز در پرتو آیات حیات
خداوند متعال، این شکوفایی و زندهشدن را نشانهای روشن برای فهم قدرت، رحمت و معاد قرار داده است:
احیای زمین؛ نشانه قدرت بر احیای مردگان:
سوره(فصلت: ۳۹)
……………………….
نویسنده:مولوی حبیبالله حسام، رییس شورای علمای دینی جبهه مقاومت ملی
برگرفته شده از صفحه ایکس مولوی حبیبالله حسام، رییس شورای علمای دینی جبهه مقاومت ملی
نوروز؛ از توازن کیهانی تا احیای ایمانی
