۸ مارچ در حالی فرا میرسد که زنان در خراسان/افغانستان با یکی از تاریکترین دورههای تاریخ روبهرو اند. آنچه امروز بر زنان کشور ما میگذرد، تنها نقض حقوق فردی یا محدودیتهای اجتماعی نیست؛ بلکه بخشی از یک روند سیستماتیک است که میتوان آن را نسلکُشی فرهنگی علیه زنان نامید. رفتار که گروه تروریستی طالبان در پیش گرفته، با حذف زنان از آموزش، کار، زندگی و عمومی در پی محو حضور آنان از ساختار اجتماعی است.
زنان نه تنها از ابتداییترین حقوق انسانی محروم شدهاند، بلکه با اختطاف، تحقیر علنی، فشارهای روانی و خشونت ساختاری مواجهاند. محرومیت میلیونها دختر از مکتب و دانشگاه، ممنوعیت گستردۀ کار برای زنان، محدودیت در رفتوآمد و سرکوب هرگونه صدای مستقل زنانه، نشان میدهد که رفتار طالبان تنها «کنترل اجتماعی» نیست؛ بلکه تلاشی آگاهانه برای پاکسازی فرهنگی و اجتماعی زنان از حیات عمومی است.
در این میان، زنان دارای معلولیت با رنجی مضاعف روبهرو استند. این زنان که پیش از این نیز با چالشهای ساختاری در جامعه دستوپنجه نرم میکردند، اکنون در سایۀ سیاستهای طالبان با انزوای دوچندان، فقر شدید، عدم دسترسی به خدمات و حذف کامل از عرصههای آموزشی و اجتماعی مواجه شدهاند. وضعیت آنان یادآور این حقیقت تلخ است که در ساختار زنستیز طالبان، آسیبپذیرترین اقشار جامعه بیشترین هزینه را میپردازند.
یکی از نمادهای روشن این رویکرد، تبدیل وزارت امور زنان به نهادی سرکوب زنان شده است که موسوم به «وزارت امر به معروف و نهی از منکر» است. این نهاد عملاً برای نظارت، محدودسازی و سرکوب زنان ایجاد شده و کار میکند. حذف وزارت امور زنان و جایگزینی آن با دستگاهی ایدئولوژیک، پیام روشنی دارد: این گروه تروریستی با نیم بشریت اعلان دشمنی و جنگ کرده است.
در سطح جهانی، تناقض تلخی به چشم میخورد؛ نهادهای جهانی به زنان شجاع این سرزمین جایزه میدهند، اما همزمان پول و منابع مالی به طالبان جریان دارد. این طنز تلخ تاریخ است که مدافعان حقوق زنان تقدیر میشوند، در حالی که ساختاری که حقوق آنان را نابود میکند، از منابع و تعاملات مالی بهرهمند است.
اتحاد فعالان حقوق بشر با صراحت اعلام میکند: اگر کشوری جرئت آن را داشته باشد که منابع مالی خود را از طالبان قطع کند، زنان این سرزمین آمادهاند بزرگترین جایزۀ اخلاقی و انسانی را به آن کشور بدهند – جایزۀ همبستگی با کرامت انسانی.
بحران امروز زنان در خراسان/افغانستان تنها به این کشور برنمیگردد. این وضعیت: در قدم نخست لکۀ ننگی بر پیشانی تمام بشریت است؛ در قدم دوم لکۀ ننگی بر چهرۀ تمام زنان سیاستمدار جهان است که قدرت و تریبون دارند اما در برابر این فاجعه سکوت میکنند و در قدم سوم لکۀ ننگی بر چهرۀ کشورهایی است که خود را مدافع حقوق زنان میدانند، اما هنوز ارادۀ لازم برای تحریم ساختار زنستیز طالبان را نشان ندادهاند.
با وجود تمام این تاریکیها، زنان این سرزمین همچنان ایستادهاند. مقاومت خاموش معلمان، دانشجویان، فعالان مدنی، مادران و دخترانی که از حق زندگی و آگاهی دفاع میکنند، نشان میدهد که هیچ نظامی نمیتواند برای همیشه نور دانش و کرامت انسانی را خاموش کند.
اتحاد فعالان حقوق بشر از جامعۀ جهانی، دولتها، نهادهای بینالمللی و تمام وجدانهای بیدار جهان میخواهد که وضعیت زنان در خراسان/افغانستان را نه بهعنوان یک خبر، بلکه بهعنوان یک بحران فوری اخلاقی و انسانی ببینند و اقدامات عملی برای پایان دادن به این ساختار سرکوبگر را در دستور کار قرار دهند.
۸ مارچ برای زنان این سرزمین روز جشن نیست؛ روز یادآوری رنج، مقاومت و امید به عدالت است.
اتحاد فعالان حقوق بشر
۸ مارچ ۲۰۲۶
