خبرگزاری پورانا نوشتههای برتر پیرامون مسائل مهم سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و…را از صفحات اجتماعی گزینش و در بخش «نظرها» به نشر میرساند. مسوولیت نوشتهها بدوش نویسندگان است.
……………………………..
پیر خراسان یا پیر هرات:
یکی-دو روز قبل خبری دیدم که آرامگاه معروفی که در وسط یکی از خطهای جاده درب خوش – تانکمرکز واقع بود؛ برداشته شده است. این کار به منظور رفع ترافیک این جاده انجام شده است و اقدام مناسبی است.
برخی از کاربران فعال اجتماعی نیز این اقدام را تأیید کرده بودند و گویی از قبل برای این کار کمپاینی نیز کرده بودند.
آقای آصف فکرت در « یادها؛ یاداشتهایی از آصف فکرت» آورده است که مردم هرات در گذشته (حدوداً ۶۰ سال قبل) این آرامگاه را بنام « گور پیر هری» میشناختند و در گذشته دارای گنبدی بوده و بر روی قبر نیز حفاظ چهارچوبی قرار داشته است. وقتی بنابر ضرورت این جاده توسعه یافته؛ آن گنبد ویران و حفاظ از میان رفته است و گور نیز در وسط جاده بگونه زاید رها شده است.
هم فکری سلجوقی و هم آصف فکرت آورده اند که این گور اگر چه اکنون بنام «پیر هری» شناخته میشود، اما؛ در اصل نام صاحب این گور «پیر خراسان» است. پیر خراسان کیست؟
کسی بنام ماخ و ملقب به پیر خراسان یکی از چهار دانشمندی است که منابع و اسناد شاهنامه را گردآوری و گزارش کرده است.
در مقدمه شاهنامه ابومنصوری از چهار پیر خردمند نام برده میشود که مأخذ گزارش های شاهنامه اند:« … پس دستور خویش ابومنصور المعمری را بفرمود تا خداوندان کتب را از دهقانان و فرزانگان و جهاندیدگان از شهرها بیاوردند و چاکر او ابومنصور المعمری به فرمان او نامه کرد و کس فرستاد به شهرهای خراسان و هشیاران از آنجا بیاورد و از هر جای، چون ماخ پیر خراسانی از هری و چون یزدانداد پسر شاپور از سیستان و چون ماهوی خورشید پسر بهرام از نشابور و چون شاذان پسر برزین از توس. و از هر چهارشان گرد کرد و بنشاند به فرازآوردن این نامههای شاهان و کارنامههاشان و زندگانی هر یکی از داد و بیداد و آشوب و جنگ و آیین، از کی نخستین که اندر جهان او بود که آیین مردمی آورد و مردمان از جانوران پدید آورد تا یزدگرد شهریار که آخر ملوک عجم بود، اندر ماه محرم و سال بر سیصد و چهل و شش از هجرت بهترین عالم محمد مصطفی – صلی الله علیه و سلّم.»
هم فردوسی در شاهنامه از ماخ منحیث مأخذ خود در تدوین شاهنامه یاد میکند:
یکی پیر بد مرزبان هری
پسندیده و دیده از هر دری
جهاندیده ای نام او بود ماخ
سخن دان و با فر و با برز و شاخ
بپرسیدمش تا چه دارد بیاد
ز هرمز که بنشست بر تخت داد
چنین گفت پیر خراسان که شاه
چو بنشست بر نامور پیشگاه.
………………………………………………………………………………………….
بنابراین ماخ شخصیت بزرگ و بیبدلیلی بوده است و شاهنامه که منحیث سند هویت همه آریانائیان و یکی از شاهکارهای بشریت است محصول تلاشها و کارنامۀ او و سه دانشمند دیگر است.
شایسته بود و است تا فرهنگیان هرات و همچنان مسوولین آثار گور او را در جای مشخص و معین قرار دهند و عمارتی منیحیث یادبود از او بنا کنند.
…………………………
نویسنده: یحیی حازم اسفندیار، از فعالان مدنی و فرهنگی هرات
برگرفته شده از: صفحه فیسبوک حازم اسفندیار
