خبرگزاری پورانا نوشتههای برتر پیرامون مسائل مهم سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و…را از صفحات اجتماعی گزینش و در بخش «نظرها» به نشر میرساند. مسوولیت نوشتهها بدوش نویسندگان است.
………
همدردی با وضعیت سلامت عمران خان نباید آسیبی را که به بافت کشور وارد کرده، پنهان کند .
عمران_خان مبارزه سیاسی خود را، که هوادارانش غالباً بهعنوان کارزاری علیه فساد و برای “پاکستان نو” رمانتیزه میکنند، در واقع در چارچوب سیاستهای قبیلهای و انتقام شخصی، ابعاد نگرانکنندهتری نشان میدهد.
ریشهدار در میراث پشتون خود—که در کتابش Warrior Race درباره سنتهای قبیلهای پَتَهان به آن اشاره کرده—خان اغلب با ذهنیتی آمیخته به “انتقام” و حسابکشی عمل کرده است. این همان کُدهای قبیلهای مانند پشتونولی است، جایی که خونخواهی و انتقام مبتنی بر عزت میتواند نسلها ادامه یابد.
این صرفاً گمانهزنی نیست: دوران حکومت و رفتار پس از برکناری او نشان میدهد که وی انسجام ملی را فدای دشمنیهای شخصی کرده است. حملات مکرر به مخالفان—از طریق ترور شخصیت، زبان تند، و سوءاستفاده از نهادها—قطبیسازی سیاسی را به سطحی خطرناک رساند.
منتقدان میگویند این خصلت انتقامجویانه، متحدان را دور کرد، شکافهای قومی را عمیقتر ساخت (از جمله اظهارات جنجالی که پشتونها را همدرد طالبان معرفی کرد)، و بیثباتی نهادی را دامن زد.
به جای ایجاد اجماع یا دنبال کردن چشماندازی روشن برای اصلاحات اقتصادی، حکمرانی یا استقلال سیاست خارجی، رویکرد او اغلب به رویاروییهای واکنشی فرو میغلتید که ثبات دولت را تضعیف کرد.
برکناری از طریق رأی عدم اعتماد در سال ۲۰۲۲، بههمراه ادعاهای توطئه خارجی و اعتراضات خیابانی بیوقفه، پاکستان را به سوی شکنندگی اقتصادی، قطبیسازی شدیدتر، و کاهش اعتماد به نهادها سوق داد—نتایجی که بسیاری آن را ناشی از فقدان چشمانداز راهبردی و اتکای بیش از حد به خشم پوپولیستی میدانند.
در مورد وضعیت سلامت کنونی او، بهویژه گزارش انسداد ورید مرکزی شبکیه (CRVO) در چشم راست که منجر به کاهش شدید بینایی شده، باید با هر فردی که با چنین بیماری جدی روبهروست، بهویژه در سن ۷۳ سالگی، همدردی کرد. این یک مشکل شناختهشده عروقی است که میتواند افراد مسن را تحت تأثیر قرار دهد و اغلب با فشار خون بالا، دیابت، کلسترول یا تغییرات گردش خون مرتبط است.
اگرچه شرایط زندان ممکن است درمان بهموقع را دشوار کند، اما بیماری بیشتر با روند طبیعی پیری مرتبط است تا با علت خارجی عمدی.
کارشناسان پزشکی میگویند مداخله سریع (تزریق، لیزر درمانی) میتواند خطرات را کاهش دهد، اما این بیماری در این گروه سنی غیرمعمول نیست.
این الگوی مخرب تنها به خان محدود نمیشود. پاکستان رهبران مشابهی دیده است که سیاستهای قومی یا قبیلهای آنان زخمهای ماندگار برجای گذاشت:
– سردار عطاالله منگل، رهبر جداییطلب بلوچ، که حقوق بلوچها را مطرح کرد اما اغلب مبارزه را در چارچوب قبیلهای بیان نمود، انسجام ملی را تضعیف کرد و چرخه شورش و ضدشورش را برانگیخت.
– جی. ام. سید، رهبر ملیگرای سندی، که اندیشههای جداییطلبانه و استثناگرایی قومی را پیش برد و نسلها را به سوی افراطگرایی سوق داد و ذهنیتی دائمی از شکایت ایجاد کرد.
این رهبران، مانند خان، پیروان خود را بر پایه روایتهای احساسی از بیعدالتی و “مقاومت” ساختند—اما با هزینه نادیده گرفتن عملگرایی.
روایت آنان شکافهای قومی/قبیلهای را عمیقتر کرد، انتقام را جایگزین گفتوگو نمود، و نسلهای آینده را بیشتر تقسیمشده و دور از پیشرفت مشترک ساخت. نتیجه: ذهنیتی که انتقام و سیاست هویتی را بر ثبات، توسعه یا آشتی ترجیح میدهد.
داستان عمران خان در همین سنت ناخوشایند جای میگیرد.
اگرچه رنج شخصی او همدردی برمیانگیزد، اما میراث گستردهتر—سیاست انتقامجویانه، فقدان چشمانداز وحدتبخش، و نقش در بیثباتی—نیازمند بررسی صادقانه است.
پاکستان به رهبرانی نیاز دارد که شکافها را درمان کنند، نه اینکه با انتقام قبیلهای آنها را عمیقتر سازند.
همدردی با سلامت خان نباید آسیبی را که به بافت کشور وارد کرده، پنهان کند. پیشرفت واقعی در عبور از چنین چرخههایی است، نه در رمانتیزه کردن آنها.
…………
نویسنده: جان اچکزی، وزیر پیشین اطلاعات ایالت بلوچستان پاکستان
برگرفته شده از: صفحه اکس جان اچکزی
