وکیل رهجو یکی از فعالان مدنی و اجتماعی در کابل در یادداشتی در صفحه فیسبوک خود با اشاره به وضعیت وخیم بشری در افغانستان نوشته است که فقر و بیکاری آرام آرام ریشه مردم را خشک میکند.
این فعال اجتماعی که چندی پیش از افزایش نگران کننده مرگ و میر در افغانستان نوشته بود، در یادداشت تازه خود نوشته است:«این روزها مردم در سنی میمیرند که نباید بمیرند. مردی که شصت یا هفتاد سال دارد، اگر در یک جامعهی سالم زندگی کند، باید حداقل ده–پانزده سال دیگر با کیفیت قابل قبول عمر کند. درست است که مرگ و زندگی به دست خداست؛ اما نادیده گرفتن نقش دانش، طبابت و تکنولوژی در نجات جان انسانها، سادهلوحی است. خدا عقل داده، علم داده، امکان داده — اینکه از آن استفاده نشود، تقدیر نیست؛ کوتاهی است.»
آقای رهجو افزوده است:«در پُست قبلی از مرگومیر در شفاخانه نوشتم؛ از صحنههایی که با چشم خودم دیدم. اما درد، محدود به دیوارهای شفاخانه نیست. بیرون از آنجا، در کوچهها و خانهها و دهات، همان مرگ در مقیاسی بزرگتر جریان دارد.»
وی نوشته است:«به باور من یکی از ریشههای اصلی این مرگهای زودرس، فقر است. فقر فقط خالی بودن جیب نیست؛ فقر یعنی استرس دائمی، یعنی تغذیهی ناسالم، یعنی دود و هوای آلوده، یعنی نبود دسترسی به خدمات صحی، یعنی به تأخیر انداختن یک معاینه ساده تا وقتی که دیگر دیر شده است. فقر مادر بسیاری از بدبختیهاست. شاید بعضی از کسانی که میمیرند از لحاظ اقتصادی فقیر نباشند؛ اما جامعه یک بدن بههمپیوسته است. وقتی اکثریت در فقر زندگی میکنند، اثرش به همه میرسد. از نوع سوختی که در خانهها سوخته میشود، تا حفظالصحۀ محیطی، تا هر نفسی که در این هوای مشترک بیرون میدهیم — همه بر هم تأثیر داریم. هیچکس در یک جزیرهی جدا زندگی نمیکند.»
این فعال اجتماعی از کسانی که وضعیت جاری در افغانستان را خوب جلوه میدهند، انتقاد کرده مینویسد:«افغانستان امروز، فقر و بیکاری آرامآرام ریشهی مردم را خشک میکند. اما به جای پرداختن به درد اصلی، بعضیها با چاپلوسی عکس سرکها و پلهای نیمهکاره را به رخ میکشند. توسعه فقط کانکریت نیست؛ توسعه یعنی طول عمر بیشتر، یعنی سلامت عمومی، یعنی اینکه یک کارگر ساده هم بتواند سالی یکبار چکآپ کند.»
آقای رهجو افزوده است:«کسی که نان شبش را به سختی پیدا میکند، چگونه فرصت و توانایی دارد برود آزمایش بدهد و بفهمد چه خطری جانش را تهدید میکند؟ در عصر امروز، چکآپ ابتدایی باید از پیشپاافتادهترین حقوق مردم باشد، نه یک آرزوی لوکس.علم طبابت هزاران مرض را علاج میکند. وقتی این امکان عملاً از مردم گرفته شود، نتیجهاش مرگهایی است که میتوانست اتفاق نیفتد. و هر مرگی که میشد جلوش گرفته شود اما گرفته نشد، فقط یک حادثهی طبیعی نیست — یک شکست اجتماعی است.»
این فعال اجتماعی در حالی از وضعیت وخیم بشری در افغانستان گزارش میدهد که طالبان اغلب از طریق کانالهای خبری و تبلیغاتی خود، تصویری از افغانستان ارایه میکنند که گویا وضعیت عادی و در حال بهبود است.
طالبان با اعمال محدودیت شدید و سرکوب آزادی بیان و آزادی رسانهها، فضایی را بهوجود آوردهاند که امکان دسترسی به تصویر واقعی جامعه و شرایط عینی زندگی مردم از بین رفته است.
