آنچه را در زیر میخوانید، گزارشی است از که در برخی از رسانهها از جمله تلویزیون ایران انترنشنال، نشر شده است خبرگزاری پورانا به مناسبت یادبود از دهم اسد، جنایات جنگی طالبان در شمالی، این گزارش را با بروزسازی برخی از نکات، باز نشر میکند. هدف ما یادآوری رویدادهایی است که مصداق جنایت علیه بشریت است و برای آگاهی و بیداری نسل امروز فردا مهم است و میتواند با درسهایی از آن گرفته شود، در راستای تامین عدالت و ختم منازعات خونین قومی جلوگیری کند.
……………………..
تاکستان سوزی شمالی توسط گروه طالبان که بین سالهای ۱۳۷۶ تا ۱۳۷۸ اتفاق افتاد شاید نقطهی عطف در تاریخ سیاسی افغانستان و ننگ بزرگ تاریخی بر جبین گروه طالبان باشد.
در آن روزگار که افراد گروه طالبان با وحشت تمام نه تنها بر انسان شمالی ظلم و ستم میکردند که برعلیه تاکستانها و طبیعت این سرزمین سر دشمنی اعلام کرده بودند و هرچه “تر و خشک” بود را با آتش کشیدند تا خشم شان فروکش کند.
برخی از رسانههای در آن روزگار کارنامههای گروه طالبان در شمالی را “بدتر از عملکرد چنگیز و چنگیزیان” عنوان کردند.
به روایت باشندگان شمالی، طالبان “به آتش زدن تاکستانها بسنده نکردند، بل خرمنها را نیزبه آتش کشیدند”، منازل مسکونی را ویران کردند، کاریزها را منفجر کردند، درختان را قطع کردند و جنگلها را با مواد شیمیایی حریق کردند و خانههای مردم را با بلدوزر به خاک یکسان کردند.”
آمار و ارقامی که در بایگانی رسانهها موجود است، حاکی از آن است که بیشتر از ۲۰۰ هزار تن از مردم ولایتهای پروان، کاپیسا و شمال کابل به پنجشیر مهاجر شدند.
بخش امور مهاجران سازمان ملل متحد نیز از اخراج ۴۰۰ هزار نفر بهزور توسط طالبان خبر داد. جبریت کومین، سخنگوی سازمان ملل متحد در امور مهاجران، در آن زمان در ژنو گفت که گروه طالبان این افراد را بهزور سوار موترهای باربری و مسافربری کرده و به کابل و جلالآباد انتقال دادند. بهگفته جبریت کومین، طالبان زنان و کودکان را از مردان جدا کردند.” مردم شمالی در کابل، پنجشیر، جلالآباد و ولایتهای دیگر پراکنده شده، همه در جستوجوی اعضای خانوادههای خود و آرامش بودند.”
مردم شمالی میگویند که تعداد زیادی از عزیزان گم شده شان را هرگز نتوانستند پیدا کنند. ” در مساجد، از بلندگوها پیاپی اطلاعیههایی درباره گمشدهها پخش میشد و مردم از این طریق برای یافتن اعضای خانوادهشان درخواست کمک میکردند.”
انگور شمالی حرام است، گنجشک شمالی دشمن است
بصیراحمد صدیقی از باشندگان ولسوالی شکر دره کابل است که هنگام حمله طالبان به زادگاهش، دریک نهاد آموزشی مشغول کار بوده است. از او در مورد آن سالها و آنچه برباشندگان و طبیعت این سرزمین گذشته به تلویزیون “ایران انترنشنل” اینگونه روایت کرده: «در تاریخ و تمدن اسلامی خواندیم، زمانیکه مسلمانان به منطقه کفار حمله میکنند، قطع درختان، اذیت و آزار زنان، کودکان و موسفیدان، ویران کردن خانهها، تکهتکه کردن اجساد، کشتن حیوانات و نابود ساختن منابع آبی روا نیست، اما طالبان تمام این کارها را کردند. ریشسفیدها را کشتند، به حیوانات شلیک کردند. درختان را قطع کردند، درختهای توت و سیب و زردآلو و شفتالو را اره کردند.»
این مرد کهن سال در بخش دیگری از روایتاش از کارنامههای سیاه طالبان در شمالی میگوید: «کارگران فقیر را برای قطع درختان آورده بودند، یک روز یکی از کارگری دستمالش را پهن کرد، از تاکهای قطعشده، در دستمالش انگور جمع کرد تا برای فرزندانش ببرد. اما طالبان او را با شلاق شدیدا لتو کوب کردند، گفتند نمیدانی انگور شمالی حرام است، چطور انگور حرام میخوری؟ » آقای صدیقی در ادامه گفت: «طالبان میگفتند انگور شمالی حرام است، حتا گنجشک شمالی دشمن هستند.»
به روایت مردم شمالی، طالبان تمام سدهای این منطقه را با دینامیت منفجر کردند. سرچشمههای کاریزهایی که از رودخانه های پنجشیر، غوربند و سالنگ سرچشمه می گرفتند، توسط طالبان تخریب شد تا باقی مانده درختان و تاکستان های شمالی از بی آبی بسوزند.
عبدالظاهر سالنگی، نماینده مردم پروان در پارلمان افغانستان، میگوید که از نخستین کسانی بود که پس از شکست طالبان در شمالی، وارد شهر شد. وی چشم دیدهای خود را از نخستین روز شکست طالبان در شمالی چنین روایت میکند:«پس از آزاد شدن شمالی(شکست طالبان و پیروزی نیروهای مقاومت ضد طالبان) به شهر آمدم. بهشدت تشنه بودم، اما شمالی سرزمین سوخته بود و آب در شهر پیدا نمیشد. آبادی نبود، خانهای نبود که از کسی آب طلب کنی و در جویها آب نبود. یادم میآید که پس از جستوجوی بسیار، یک درخت سیب پیدا کردیم. درخت سیب از گزند خشم و انتقام طالبان در امان مانده بود. سیبها غوره (خام) بودند، ولی خواستم با آب سیب، کمی لب و دهان تر کنیم. خداوند شاهد است همینکه سیب را شکستم تا بخورم، دهها زنبور آمدند روی سیب نشستند. زنبورها بیشتر از ما تشنه بودند. آنان به ما مجال ندادند که با آب سیب لب تر کنیم. حال ما کاملا دگرگون شد. طالبان حتی زنبور شمالی را مجازات کردند.»
ملا ملک یکی دیگر از باشندگان شمالی است که شاهد آتش زدن تاکستانها و طبیعت زادگاهش بهدست افراد گروه طالبان بوده است. او میگوید: «پس از حمله طالبان به خانههای ما، با آنها درگیر شدیم. شماری از طالبان کشته شدند. در جیبهای اجساد طالبان نامههایی پیدا شد که در آن فرماندهان طالبان به افراد شان وعده یک قطعه زمین در شمالی و یک دختر جوان را داده بودند. تعدادی از دختران شمالی در همان زمان ناپدید شدند که دیگر خبری از آنان نشد.
ملا ملک اضافه میکند:« من شاهد نابود شدن و سوختن درخت، خانه و حیوان و خاکستر شدن انگورهای مردم ما بودم. میتوانم همه را ببخشم. حتا کشته شدن کودک سه ماهه را می توانم ببخشم اما چیزهایی است که بخشیده نمیشوند، استخوانهای ما نمیبخشند، شمالی نمیتواند فراموش کند.»
