انا لله و انا الیه راجعون
شبی که گذشت، برای تمامی بستگان عزیز ما شبی به غایت غمانگیز و ماتمبار بود؛ شبی که شاخۀ تنومند دیگری از بوستان خزانزدۀ این تبارِ رنجدیده شکست و همۀ ما را در سوگی عمیق نشاند.
پسرکاکای عزیزم، فرمانده محمد سلیم، مردی که فقر تا آخرین لحظۀ حیات گریبانش را رها نکرد، سرانجام رخت از این کهنه خاکدان بربست و به ملکوت پیوست.
او بر بوریای فقر بزرگ شد. تحصیل را در مکتب «اون ارلات» آغاز کرد، اما تنگی روزگار نگذاشت نردبان علم را تا آخر بپیماید. او برای رزق حلال به شاقهترین کارها تن داد، اما هرگز پیش غیرِ خدا سر خم نکرد. در خانهای بزرگ شد که بسا هفتهها دیگ مطبخاش از حرارت آتش محروم بود، اما او و پدر بزرگوارش (صوفی طوره)، هرگز لب به شکوه نگشودند و صبورانه شکرگزار بودند.
با آغاز سپیدهدم جهاد، او از نخستین کسانی بود که به ندای آزادی لبیک گفت. تحت رهبری استاد ابوالکلام آزاد، در تأسیس اولین جبهۀ جمعیت اسلامی در فاریاب سهم گرفت. سال ۱۳۵۹ رنج سفر به دیار هجرت را به جان خرید تا تدارکاتچی جبهه باشد. از فاریاب تا پشاور و از آنجا تا سنگرهای قندز در رکاب «ارباب حیدر» جنگید و سرانجام به زادگاهش بازگشت تا در کنار یارانش بماند.
پس از شهادت کاکای دیگرم، میرزا عبدالرشید مرادی، مسئولیت فرماندهی جبهه بر دوش او گذاشته شد؛ باری که تا واپسین سالهای جهاد، آن بار مسئولیت را با عزت بر دوش کشید. اما دریغ که پس از آن همه جانفشانی، سهم او از دنیای مادی، شغلِ متواضعانۀ مستخدمی در هلالاحمر (سره میاشت) و معاشی اندک بود که به سختی کفاف زندگیاش را میداد.
باید با صدای رسا به آگاهی برسانم: برخلاف تبلیغات زهرآگینی که همۀ فرماندهان جهادی را به زراندوزی متهم میکنند، فرماندهان راستین فاریاب و یاران جمعیت، با فقر آبرو ساختند و در کمال تهیدستی اما با بلندآوازگی و همت زیستند و رفتند.
امروز که کاکا سلیم چهره در نقاب خاک میکشد، قلبم آکنده از درد است. در این لحظات وداع، یادی میکنم از همسنگرانش که پیش از او رخت سفر بستند؛ یاران وفاداری چون: کاکاهای گرامی ام میرزا عبدالرشید مرادی، ملا عبدالستار شهریار، حاجی عبدالغفور؛ پسرکاکایم دینمحمد؛ پسر مامایم ملا امانالله؛ فرمانده عبدالرقیب و فرمانده صوفی عبدالغفور؛ و فارغالتحصیلان دانشگاه حربی: معلم نظرمحمد خان، سید هاشم جان، محمد اسماعیل جان، ضابط محمد اسلم و تمامی شهدای جبهۀ امام بخاری (رح).
پروردگارا! فرمانده محمد سلیم، این مجاهد صبور و فقیر را که برای اعلای کلمهالله و رهایی گیسوی مادر وطن از چنگ دشمن به سنگر شتافته بود، در جوار رحمت واسعۀ خود قرار ده.
اللَّهُمَّ اغْفِرْ لَهُم وَارْحَمْهُم وَعَافِهِم وَاعْفُ عَنْهُم
……..
نویسنده: عبدالقیوم ملکزاد،
برگرفته شده از: صفحه فیسبوک ملکزاد