جان اچکزی وزیر پیشین اطلاعات ایالت بلوچستان پاکستان، با انتشار مطلبی در صحفه اکس خود تحت عنوان«رد افسانه ۵۰۰۰ ساله بودن پشتونها» نوشته که ادعای قدمت تاریخی ۵۰۰۰ ساله از سوی پشتونها یک «افسانه سیاسی» است که با هدف بازنویسی تاریخ منطقه صورت میگیرد و اسناد و شواهد تاریخی برای این ادعا وجود ندارد.
آقای اچکزی افزوده است:«در سالهای اخیر، برخی صداها ادعا کردهاند که پشتونها ملتی با قدمت ۵۰۰۰ سال هستند و ریشه در دوران باستان و در کنار کهنترین تمدنهای جهان دارند. این ادعا در برابر شواهد تاریخی فرو میریزد. هیچ سند معتبر باستانشناسی، زبانشناسی یا متنی وجود ندارد که چنین قدمتی را برای هویت افغان/پشتون تأیید کند.»
او در ادامه مینویسد:«نخستین اشارهها به هویت پشتون در منابع اسلامی قرون میانه دیده میشود، نه در متون عصر برنز. برخلاف فارسها، تاجیکها یا بلوچها که تاریخشان از طریق کتیبهها، دستنوشتهها و آثار باستانی به تمدنهای کهن پیوند میخورد، پشتونها بهعنوان یک قوم متمایز بسیار دیرتر پدیدار شدند و تنها در دو قرن اخیر، تحت امپراتوری درانی، به انسجام سیاسی دست یافتند.»
در ادامه این مطلب آمده است:«روایت «۵۰۰۰ سال» تاریخ نیست؛ بلکه افسانهای سیاسی است. این روایت برای مشروعیتبخشی و برتریطلبی در سیاست قومی افغانستان به کار گرفته میشود و اغلب به زیان دیگر جوامع است. با بزرگنمایی قدمت، طرفداران این روایت میکوشند گذشته منطقه را بازنویسی کنند و مالکیت انحصاری آینده افغانستان را ادعا نمایند.»
آقای اچکزی تصریح کرده است:«آنچه واقعیت نشان میدهد این است که سلطه پشتونها در افغانستان پدیدهای مدرن است که از اتحادهای قبیلهای متغیر و حمایتهای خارجی شکل گرفته است. هویت آنان در قرون میانه تثبیت شد و صعود سیاسیشان تنها به قرن هجدهم بازمیگردد. ادعای خلاف این امر، نادیده گرفتن نبودِ تداوم باستانشناسی، شواهد زبانشناسی و منابع متنی پیش از آن دوره است.»
او میافزاید:«این موضوع اهمیت دارد زیرا افسانههای قدمت افراطی سیاستهای انحصارگرایانه را تغذیه میکنند. چنین روایتهایی دیگر اقوام—تاجیکها، هزارهها، ازبکها و دیگران—را که سهمی عمیق در تاریخ افغانستان دارند، به حاشیه میرانند. همچنین روایت همزیستی را تحریف کرده و میراث مشترک را با برتریطلبی ساختگی جایگزین میکنند.»
او در ادامه نوشته است:«پشتونها یک ملت ۵۰۰۰ ساله نیستند. آنان قومی ایرانی هستند که هویتشان در قرون میانه شکل گرفت، قدرت سیاسیشان در دوران مدرن اوج گرفت، و آیندهشان—مانند همه غیرپشتونها—وابسته به پذیرش حقیقت، همزیستی و تاریخ مشترک است، نه افسانه.»
جان اچکزی که خود به لحاظ قومی از قبیله«اچکزی» یکی از قبایل پشتون ساکن در پاکستان است، در سالها و بهویژه ماههای اخیر، پیوسته در برابر ادعاهای تمامیتخواهانه و برتریجویانه پشتونهای افغانستان و بهخصوص سیاستهای قومی طالبان موضعگیری کرده و از اقوام غیرپشتون(تاجیکها، هزارهها و ازبیکها و…) خواسته است که با اتکا به ارزشهای هویتی و قومی خود متحد شده و علیه تمامیتخواهی طالبان به عنوان یک گروه پشتونی بیایستند. او بارها رهبران سیاسی تاجیک را به فقدان شعور هویتی و شهامت سیاسی در احقاق حقوق تاجیکان متهم کرده و خواستار همکاری تاجیکان با پاکستان در زمینه مبارزه با تروریزم و فاشیزم مسلط بر افغانستان شده است.
گفتنی است که پس از برگشت دوباره طالبان به قدرت و اتخاذ سیاستهای قومی از سوی این گروه در مواجهه با اقوام غیرپشتون، مسایل هویتی در افغانستان با جدیت بیپیشینه در محافل سیاسی و رسانهای مطرح شده و به ویژه در رسانههای اجتماعی این مباحث با جدیت تمام دنبال میشود. در این میان شماری از حلقات سیاسی و فعالان حوزه فرهنگی پشتونها، اقدام به طرح ادعاهای تاریخی در باره قدمت تاریخی قوم پشتون کرده و مدعی شدهاند که پشتونها از اقوام کهن و بومی کشور هستند. آنان با طرح چنین ادعایی، اقوام غیرپشتون را مهاجر و تازه وارد دانسته و در صدد توجیه سیاست قومی طالبان در سرکوب اقوام غیرپشتون بودهاند.
