جان اچکزی، وزیر پیشین اطلاعات ایالت بلوچستان پاکستان و از سیاستمداران فعال پاکستان، در نامه سرگشادهای به احمد مسعود رهبر جبهه مقاومت ملی افغانستان، نوشته است:«شما سیاست مبتنی بر قومیت را نابالغ میدانید، در حالیکه رقبای شما نیز همین سخنان را تکرار میکنند اما در عمل ساختار یک دولت تکقومیتی را در افغانستان بنا مینهند. با پذیرفتن چارچوب فکری آنها، شما درس پدر شهیدتان را نادیده میگیرید: او «افغانیت» را پذیرفت، خود را افغان نامید و از ارزشهای فراگیر دفاع کرد، اما در نهایت از سوی پشتونها طرد، منزوی و خیانت شد.»
آقای اچکزی دراین نامه که در صفحه اکس خود منتشر کرده، مینویسد:«شما در منطقهای خاکستری فعالیت میکنید؛ میکوشید پشتونها را علیه مقاومت تحریک نکنید یا آنها را به سوی طالبان سوق ندهید. اما این راهبرد، کهنه و شکستخورده است. در طول تاریخ، پشتونها همزیستیای را که مستلزم واگذاری سلطه یا تقسیم قدرت در یک دولت چندقومیتی باشد، نپذیرفتهاند. آنها قومیت را بر عدالت و انصاف ترجیح میدهند. از خلقی و پرچمی گرفته تا مجاهدین و طالبان، الگو روشن است: قومگرایی پشتونی بهعنوان سلاحی علیه تاجیکها و دیگران بهکار رفته است—ایدئولوژی در درجه دوم قرار دارد. باید مرز روشنی میان متجاوز و همزیستی واقعی کشیده شود. پاکستان نیز باید همین مرز را با پشتونهای افغان ترسیم کند.»
جان اچکزی، میافزاید:«حافظه ملی پاکستان زخمهای عمیقی را با خود دارد. ما در سال ۱۹۴۷ در میان کینهتوزی نخبگان هند متولد شدیم—آسیبپذیر و زخمخورده. پشتونهای افغان از این وضعیت سوءاستفاده کردند؛ همه مرزها را به رسمیت شناختند جز مرز ما—و هنوز هم مدعی خاک ما هستند. ما زنده ماندیم و رشد کردیم، اما همچنان با تحریکات پروژه «پشتونستان بزرگ» و نیروهای نیابتی مواجهیم. پشتونهای افغان هرگز مسئولیت رفتار خود با پاکستان یا هرجومرجی را که در افغانستان ایجاد کردند، نپذیرفتهاند.»
این مقام پیشین پاکستان در ادامه نوشته است:«در تلاش برای اصالت و عملگرایی—با امید به جدا کردن پشتونهای منصف از طالبان—شما از حقیقت اصلی طفره میروید: حتی بدون طالبان، پشتونها ساختار قدرت قوممحور را تنها از طریق گفتوگو و انصاف کنار نخواهند گذاشت. ما از شما نمیخواهیم که نفرت آنها از پاکستان یا تبانیشان با هند را پایان دهید. ما بهدنبال شراکتهای عملگرایانه با غیرپشتونها هستیم تا سلطهجویی تهاجمی پشتونها را مهار کنیم. آنها نسل جدیدی را علیه تاجیکها، دیگر اقوام و پاکستان رادیکال کردهاند—و پشتونها را به متجاوز مشترک تبدیل کردهاند. با در نظر گرفتن این واقعیت بهعنوان بازتابی از احساسات نسل جدید، امیدوارم اکنون در شکلدهی به روایتهای توانمندساز برای افغانستان، منطقه و جهان نقش ایفا کنید.»
او دراین نامه نوشته است:«در نهایت، آنها همواره نقش قربانی را بازی میکنند در حالیکه خود عامل تجاوز هستند—این همان نسخه کلاسیک ماکیاولی است. ماکیاولی هشدار میدهد: هرگز با متقلبان منصفانه بازی نکن؛ انصاف، قدرتمندان را محدود میکند. پیروز است که قانون و تاریخ را مینویسد. اخلاق تنها پس از تثبیت قدرت معنا مییابد؛ تا آن زمان، بقا مستلزم خم کردن یا شکستن قواعد است. پیروز، روشهای خود را «راهبرد» مینامد، نه «تقلب.» برای آیندهای روشن و چشمانداز شما از افغانستانی صلحآمیز که در آن همه اقوام، از جمله با پاکستان، در همزیستی زندگی کنند.»
جان اچکزی این نامه را در حالی به احمد مسعود نوشته که اخیراً آقای مسعود گفت که رویکرد قومی ندارد و درد باشندگان پنجشیر و هلمند را یکسان احساس میکند.
این اظهارات احمد مسعود با انتقادهای تندی در میان نخبگان سیاسی و فرهنگی افغانستان، به ویژه نخبگان فرهنگی و سیاسی تاجیک روبرو شده است. حتا برخی از طرفداران جبهه مقاومت به نحوی از اظهارات اخیر آقای مسعود انتقاد کردند.
نخبگان و فرهنگیان تاجیک میگویند که انکار عامل قومیت در افغانستان یا از روی مصلحتاندیشی و منفعتاندیشی است و یا هم کسی که چنین پدیدهای را انکار میکند به پختگی سیاسی لازم نرسیده است.
در این اواخر مسایل قومی در افغانستان به شدت داغ شده است. جریانهای سیاسی و مدنی غیرپشتون، با انتقاد از رفتار قومی طالبان، این گروه را به داشتن طرح و برنامه مدون قومی برای حذف و سرکوب سیستماتیک اقوام غیرپشتون به ویژه تاجیک متهم میکنند. به اعتقاد آنان، احمد مسعود رهبر جبهه مقاومت ملی در حالی که نماینده تاجیکان درسیاست دانسته میشود، انکار او از مسایل قومی، به معنای آن است که تاجیکان مدافعی در برابر تهاجم و تجاوز سازمان یافته گروه قومی طالبان ندارند.
جان اچکزی وزیر پیشین اطلاعات ایالت بلوچستان در این اواخر بارها رهبران سیاسی غیرپشتون به ویژه سیاسیون تاجیک را مخاطب قرار داده و از آنان به دلیل انفعال و ترس و محافظهکاری در مواجهه با مسایل مهم هویتی به شدت انتقاد کرده است. او چند روز پیش گفت که غیرپشتونها آدرس مستقل خود را ندارند و از آدرس های پشتونها وارد تعاملات منطقهای و ملی میشوند. رویکردی که به باور او باید به مقتضای شرایط جدید تغییر کند. وی خواهان همکاری غیرپشتونها با پاکستان شده است.
