حفیظ منصور از اعضای ارشد جبهه مقاومت ملی، به رهبری احمد مسعود، در یادداشتی با تاکید بر اینکه افغان معادل پشتون است و همه شهروندان افغانستان «افغان» نیستند، نوشته است:«حکمتیار تنها به این دلیل علم مخالفت در برابر استاد ربانی شهید را برافراشت، که استاد ربانی “افغان” نبود و زعامت حق پشتونها (افغان) شمرده میشد.»
آقای منصور در ادامه نوشته است:«بعد از آن طالبان با نگارش سقاوی دوم و سردادن شعار، ازبکها ازبکستان بروند، تاجیکها تاجیکستان، هزارهها گورستان، افغانستان تنها مال آن هاست. این شعارها و این اقدامات مساله ساز شد، و مسالهی هویت ملی را در صدر قرار داد.»
حفیظ منصور این یادداشت را در پاسخ به نوشته محمد اکرام اندیشمند، از چهرههای فرهنگی شناخته شده جمعیت اسلامی نوشته است.
آقای اندیشمند به تازگی دریادداشتی نوشت که «افغان همواره به معنای شهروندان تمام کشور بوده است.» وی به قوانین اساسی افغانستان از سال ۱۳۴۳ تا سال اواخر جمهوریت اشاره کرده که در آنان به افغان خوانده شدن تمام شهروندان افغانستان تاکید شده است.
اندیشمند با برگشت دوباره طالبان به قدرت، بیشتر دیدگاههای تعاملجویانه با طالبان را مطرح کرده و از مقاومت مسلحانه علیه این گروه انتقاد کرده است.
اکرام اندیشمند یادآور شده که در اصولنامه دولت اسلامی به رهبری استاد ربانی نیز چند جای از واژه افغان استفاده شده است.
حفیظ منصور در پاسخ به آقای اندیشمند نوشته است:«افغان همواره به معنای شهروندان تمام کشور نبوده است. اگر همواره برابر همیشه است، از عمر کلمه افغان چیزی بیشتر از صد سال می گذرد که بر باشندههای افغانستان/خراسان تحمیل گردید. لذا صد سال معادل همیشه نیست.»
آقای منصور با بیان اینکه «هر قانونی نه پذیرفتی است و نه مشروع»، نوشته که «در قرن ۲۰ دولتهایی در اروپا سربلند کردند، که همه دارای قانون بودند؛ موسولینی در ایتالیا، هیتلر در آلمان، استالین در شوروی» و این نمونه نشان میدهد که هر قانونی پذیرفتنی و مشروع نیست.»
منضور تاکید کرده که «بامحض درج یک کلمه در قانون اساسی نمیتوان آن را مشروع و قابل قبول دانست.»
وی میافزاید:«جناح حاکم با درج افغان در قانون اساسی خواسته است، اهداف و امیال خود را جنبهی حقوقی بدهد… آثار و تبعات این اندیشه باربار در جمهوریت بصورت آرامتر نیزبه مشاهده رسید، و ریشه اصلی رویارویی ها در انتخاب به همین مساله پیوند می خورد. بنابراین برای تحلیل ناسازگاری هویت افغان به همه باشندههای کشور به شناخت این تحولات نیاز جدی است، و می باید با دقت آن را به ارزیابی گرفت.»
منصور با منتفی دانستن امکان گفتوگو با طالبان، مینویسد:«وقتی طرف خود را صاحب سرزمین می داند، و ترا فاقد همه چیز می شمارد، چطور می توان باب گفتگو را باز کرد، و در فرجام به توافق دست یافت.»
گفتنی است که حفیظ منصور، دراواخر جمهوریت یکی از اعضای هیأت گفتوگو کننده صلح حکومت بود.
آقای منصور هرچند در دوره جمهوریت بارها از سیاست تحمیل هویت افغانی بر همه شهروندان افغانستان انتقاد کرده بود، اما در چند سال اخیر بیشتر دیدگاههایی را مطرح میکرد که موجب برانگیختن انتقادهای تند جریان هویتگرا در میان تاجیکان علیه او میشد. او چند بار نوشت که طالبان قوم ندارند. اظهار نظری که با انتقادهای تندی شده بود. با این حال، پاسخ اخیر آقای منصور به اکرام اندیشمند، برگشت او به دیدگاههای هویتخواهانه قبلی تعبیر شده است.
در افغانستان دستکم در ۲۵ سال اخیر، بحثهای هویتی همواره داغ بوده است. شهروندان غیرپشتون افغانستان میگویند که افغان معادل پشتون است و نباید همه اقوام پشتون یا افغان خوانده شوند. سیاسیون پشتون از جمله گروه طالبان تاکید بر افغان خوانده شدن تمامی شهروندان کشور دارند. این موضوع در سالها و ماههای اخیر به شدت داغ شده است.
جبهه مقاومت ملی به رهبری احمد مسعود نیز در چند سال اخیر، برغم ایستادگی و مقاومت عملی در برابر سلطه طالبان، تلاش کرده از مواضع هویتی فاصله بگیرد و دیدگاههایی را در این خصوص مطرح کرد که در میان جریان هویتگرای تاجیک به عنوان دیدگاههای معاملهگرانه تحت نام ملیگرایی چارچوببندی میشود.
روشن نیست که تغییر دیدگاه حفیظ منصور در مورد مسایل هویتی، تا چه اندازه به معنای گرایش جبهه مقاومت ملی به تغییر دیدگاه در این گونه مسایل است.
