خبرگزاری پورانا نوشتههای برتر پیرامون مسائل مهم سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و…را از صفحات اجتماعی گزینش و در بخش “نظرها” به نشر میرساند. مسوولیت نوشتهها بدوش نویسندگان است.
……………………………………………………………………………………………………………………
روزی که بایدن به ارگ آمد و همراه بود با تنش لفظی بین حامد کرزی و او؛ معادل است با جلسه ی فاجعه بار بین داوود خان و برژنف.
من در جلسه نبودم. آنچه واقع شده بود؛ شخصا ندیدم. همه چیز در ارگ دگرگون شده بود طی چند ساعت. نوع سراسیمگی بود.
به قصر گلخانه روان بودم. کریم خرم که در آن زمان وزیر اطلاعات و فرهنگ بود؛ از قصر بیرون آمد. من و خرم یک تیم حساب می شدیم.
باهم حرف می زدیم؛ به مبایل او زنگ آمد. کمی از من دور شد و صدای حامد کرزی را شنیدم گفت: به رسولی بگو امشب به تلویزیون ملی برود و علیه بایدن … بگوید.
خرم به پشتو گفت: چشم رییس صاحب.
با لبخند به من رو کرد و گفت: خودت صدای رییس صاحب را شنیدی!
گفت: به تلویزیون دستور می دهم و در جریان اخبار شما در باره ی دسیسه بایدن- جنرال آیکن بری و ریچارد هلبروک به مردم معلومات دهید.
من هم در ساعت اخبار به تلویزیون ملی رفتم. دختر جوان نطاق خبر بود. در میانه ی اخبار کامره بسوی من آمد و چند جمله ای گفتم.
اما با بی میلی
در میان یاران کرزی و شخص او دو نظر وجود داشت. یک گروه کسانی چون کریم خرم و داکتر سپنتا بودند. این ها به مقاومت بسیار تاکید می کردند. لب کلام شان استقلال افغانستان بود. اصرار داشتند افغانستان مستقل است و کسی حق ندارد تا به افغانستان دیکته کند.
من در میان گروه دیگر بودم. خانواده کرزی بخصوص محمود کرزی نقش برجسته داشت. ما فکر می کردیم جمهوری بدون آمریکا دوام نمی کند.
محمود کرزی هر شب خانه ی حامد کرزی در ارگ می رفت و تا دیر وقت اعضای خانواده ی کرزی جر و بحث می کردند.
به محمود گفتم: شما سالهای طولانی در آمریکا بودید. شما می دانید آمریکا یک نظام است و یک حکومت دارد. ما نمی توانیم بین بایدن و اوباما تفرقه بیاندازیم. محمود قبول داشت.
خیلی زود نظر حامد کرزی تغییر کرد و فکر می کنم بردران او نقش مهم ایفا کردند. کرزی که در دوره ی بوش بسیار نازدانه شده بود؛ در دوره ی اوباما بسیار به آمریکا بد بین بود. اقدامات انجام داد تا کسانی را که به نظر او بیشتر به آمریکا متمایل بودند؛ از پست های کلیدی دور سازد. کرزی بیشتر به سوی جهادی ها و بخصوص حزب اسلامی حکمتیار نزدیک شد. گروهی از رهبران حزب اسلامی روزی در ارگ به کرزی می گویند: آمریکا تو را می کشد. کرزی در جواب می گوید: من هم چنین فکر می کنم.
ازدواج حزب اسلامی با کرزی در واقع یارگیری در شرایط تازه بود. حزب اسلامی می خواست از او استفاده کند و مهره های خود را جایگزین نماید و حامد کرزی تلاش می کرد تا از حزب اسلامی در مقابل از غرب آمده ها سود جوید. کرزی به تکنوکراتها به شدت بد گمان بود. تقریبا کارمندان ریاست جمهور دربست در اختیار حزب اسلامی قرار گرفت.
سقوط جمهوری داوود را بسیار از نویسندگان به ملاقات برژنف و داوود در کاخ کرملین گره می زنند. از نظر من سقوط جمهوری اسلامی افغانستان در جر و بحث حامد کرزی و جوبایدن کلید خورد.
بدون شک جمهوری بدون حمایت آمریکا توان حل هیچ یک از معضلات موجود را نداشت. سخنان بایدن نشان داد تا چه اندازه بین دو شریک فاصله عمیق بود.
بیش از رهبران جمهوری در کابل؛ وضعیت جدید را طالبان و حامیان طالبان در منطقه درک کردند. همه فهمیدند تعهد آمریکا در افغانستان پولادین نیست. به زودی پایان می یابد.
نویسنده: جعفر رسولی
برگرفته شده از فیسبوک
