خبرگزاری پورانا

در بیان مارش اجباری ورزشکاران در خیابان های امارت طالبانی!

نویسنده: حشمت رادفر، روزنامه‌نگار

پیروزی غیر منتظرۀ تیم نوجوانان فوتسال افغانستان در بازی های آسیایی، بویژه گذشتن از سد قهرمان چند مرتبه ای این بازی ها یعنی ایران، حاشیه های زیادی داشته است. استقبال سرتاسری و ابراز احساسات مردم افغانستان در داخل و بیرون از کشور نشان داد که این رویداد، روح تازه ای در کالبد اسیر و آفت‌زدۀ شادمانی و نشاط و تمثیل حداقل آزادی های انسانی در سرزمین اسیر مان بخشیده است. اما استفادۀ ابزاری و رویکرد تبلیغاتی گروه طالبان که اندک ترین توجه و سرمایه‌گزاری روی این تیم و حتا نگاه مساعدی در کل به ورزش ندارند از این ماجرا، درخور تأمل و دقت است.

کما اینکه واکنش های جمعی ما به مثابۀ مردم افغانستان نیز نسبت به چنین رویداد هایی، همواره به پیمانه ای که پر هیجان و سرتاسری بوده، پرحاشیه و تأمل بر انگیز بوده است. در تابستان سال ۲۰۱۳ روزی که تیم ملی فوتبال افغانستان در بازی های جام ملت های جنوب آسیا به مصاف تیم قدرتمند هندوستان رفت و جام قهرمانی را به خانه آورد، ما در مجتمع جامعۀ مدنی افغانستان، به سیاق قدردانی از کارکرد های پژوهشگر و تاریخ‌نگار چیره دست کشور ما آقای نصیر مهرین در محفلی خودمانی میزبان ایشان بودیم.

در آن روز آقای مهرین سخنرانی شیرین و پر محتوایی زیر عنوان “با خدادادگان ستیزه کنید!» ارایه کرد. جالب است، هنگامی که آقای مهرین در نقد ۷ بار لشکر کشی احمدشاه ابدالی به هند سخن میگفت [نقل به مضمون و به امید اینکه دیدگاه استاد مهرین را درست روایت کرده باشم] و اینکه احمدشاه اگر برای ما دُر دُران و قهرمان افسانه ای شده است، برای هندی هایی که در این حملات زندگی و دار و ندار شان را از دست داده اند، چیزی بیشتر از یک جنایتکار جنگی به ادبیات امروز بوده نمیتواند…

ما همچنان سرگرم شنیدن صحبت های آقای مهرین بودیم که از بیرون صدا های شبیه شلیک گلوله و انفجار و … به فضا پیچید. سخنرانی برای دقایق کوتاهی مختل شد. اما پس از اینکه از بیرون احوال آورد که تیم ملی فوتبال افغانستان در برابر هند پیروز شده و آنچه میشنویم صدای فیر و تَرَقه و آتش بازی هایی شادیانه است. برنامه به روال عادی برگشت. این همزمانی جالب مسیر صحبت و گفتگو های مان را تغییر داد که جزییات زیادی از آن بیادم نمانده است. اما نتیجۀ آن گفتگو ها اینکه “خداداده‌گی” در بیشتر موارد برای ما “خدا زده‌گی” ببار آورده است. در حدود سه صد سالی که از آن روزگار میگذرد، دوران خدادادگی های ما به سر آمد و پس از جنگ پانی پت، دروان “خدازده‌گی” ما فرا رسید که به نحوی تا امروز ادامه دارد.

برای بیان کارنامۀ گذشتۀ گروه طالبان در پیوند با ورزش و ورزشکاران همینقدر که این گروه حمله پس از درخشش ورزشکاران افغانستان اعم از دختر و پسر در بازی های تابستانی المپیک لندن در سال ۲۰۱۲ حملات خود بر این صنف از جوانان افغانستان را شدت بخشیده بود، تنها پس از قهرمانی تیم فوتبال افغانستان در بازی های آسیایی ۲۰۱۳، در کمتر از یک هفته، دستکم ۱۲ جوان ورزشکار در افغانستان کشته و زخمی کردند. یک میدان خاکی فوتبال در ولایت قندهار موشک باران کردند که سه کشته و چهار زخمی بر جای گذاشت و در عین زمان افراد مسلح ۵ جوان ورزشکار را در ولایت لغمان به رگبار بسته بودند.

و حالا چند نکته:

 

نمایش های خیابانی، در برخی از ولایت ها با حضور ورزشکاران پیروز فوتبال به هیچ وجه به معنای حمایت گروه طالبان از ورزش و ورزشکاران نیست. این رویکرد ساده‌لوحانه و مضحک، بخشی از پروژۀ تبلیغاتی استخبارات طالبان برای انحراف اذهان عمومی از ناتوانی ها، بی‌کفایتی ها و مهم تر از همه سرپوش گذاشتن روی ستم، استبداد، تبعیض سیستماتیک علیه اقوام، چور سرتاسری معادن و بویژه آماده سازی اذهان عمومی برای جنگ تبلیغاتی و روانی ناگزیر و حتمی با پاکستان است که تازه آغاز شده و تا پایان سلطۀ این گروه بر افغانستان ادامه خواهد داشت.

پایان بخش این جستار را باز هم با درسی از روزگار و شهنامۀ ماندگار فردوسی آزین میبندم و آن اینکه دشمنان ضحاک کسانی بودند که به در و دیوار ها و محلات عمومی نگاره های مار ها را نقاشی میکردند. زیرا دستگاه سلطۀ ضحاک میدانست که دیدن نقاشی مار بروی دیوار ها میتواند نوعی خودآگاهی را در اذهان مردم پدید بیاورد که آنان بخود بیایند و علیه آنهمه استبداد و ستم باره‌گی دست به شورش بزنند.

ضحاک در طول دوره امپراتوری اش در حوزه تمدنی – تاریخی ما با هنر های تجسمی و کسانی که از این هنر ها بهره‌یی داشتند به همین دلیل دشمنی داشت و “نقاشان و پیکر تراشانی که آفریده های شان با “مار” شباهت میداشت را بسزای مرگ محکوم میکرد. در پیش چشم های مردم خودش به “متهم” میخندید و ماری که بردوش ضحاک قرار داشت بالای او حمله میکرد و به مرد نقاش را با نیش اش از پا در میاورد… تحلیل محتوای کلیپ دیداری ملا سراج حقانی در مراسم استقبال از تیم نوجوانان فوتسال افغانستان و سپس وادار کردن نوجوانان ورزشکار برای رژه رفتن خیابان های ولایت های مشخصی از کشور ما رویکرد ضحاک‌گونۀ گروه طالبان به ورزش را بازتاب میدهد، اما وجه دیگر این ماجرا اینست که مردمان عصر ما توده های ناآگاه و از دنیا بیخبر عصر ضحاک نیستند. حضور پرشور و قدرتمند زنان در خیابان های کابل در استقبال از فرزندان میهن شان به وضاحت مقاومت مدنی، نه گفتن به محدودیت ها و اعتراض در برابر رژیم خودکامه و نگاه قرون وسطایی گروه طالبان به ورزش، زن، زندگی و آزادی بود. حتا رژه رفتن های مردان در ولایت هایی که دستکم در سه دهۀ گذشته آماجگاه تبلیغات زهرآگین و ترویج گران برده‌خویی قومی و مذهبی گروه طالبان بوده اند، نیز نمایه ها و نشانه های واضحی از آگاهی و شعور جمعی ای را تبارز داده که به هیچ وجه با برداشت های ناشیانه، تندروانه و مزورانۀ دستگاه استخباراتی جهنمی گروه طالبان همخوانی ندارد.

 

خروج از نسخه موبایل