خبرگزاری پورانا

دیدگاه کلامی مذاهب اسلامی در باره شناخت عقلی حسن و قبح، به قلم آقشهری

خبرگزاری پورانا نوشته‌های برتر پیرامون مسائل مهم سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و…را از صفحات اجتماعی گزینش و در بخش «نظرها» به نشر می‌رساند. مسوولیت نوشته‌ها بدوش نویسندگان است.
………………………………………………………………

عقل در «شناختِ» حُسن و قُبح (خوبی و زشتی) مستقل است ولی واجب گردانندۀ حقیقی این‌ها نیست.

فخرالدین احمد دانشمند آقشهری می‌نویسد:

«باطنیه، شیعه، مشبهه و خوارج می‌گویند که: هیچ چیزی بنابر عقل واجب نمی‌گردد، و اصلاً نمی‌توان حسنِ ایمان و قبحِ کفر را بواسطۀ عقل شناخت، بلکه وجود و معرفت از حسن ایمان و قبح کفر تنها بواسطۀ شرع – یعنی شنیدن حکم از شریعت‌گذار – حاصل می‌گردد.

معتزله می‌گویند که عقل موجب ایمان و شکران نعمت می‌گردد؛ خرد به تنهایی خود می‌تواند حسن [و خوبیِ] اشیاء را بشناسد، و احکامی را که مقتضی صلاح مردم اند به اثبات رساند.

یاران ما [ماتریدی‌ها] می‌گویند: عقل وسیله‌ای است که با آن حسن [و خوبیِ] بعضی از چیزها را می‌توان شناخت، چه بگونۀ بدیهی مانند حسنِ نجات دادن کسی که در حال غرق شدن در آب باشد، و چه بگونۀ استدلالی مانند حُسنِ دروغِ نافع چون آن بنابر مشمولیت صفت منفعت حَسَن می‌گردد. همچنان، بواسطۀ عقل قبح [و زشتیِ] بعضی از چیزها را می‌توان شناخت، چه بگونۀ بدیهی مانند قبح ظلم و چه بگونۀ استدلالی مانند قبح راست‌گوییِ زیان‌بار چون آن بنابر مشمولیت صفت زیان‌آوری قبیح می‌گردد. ولی حسن و قبح بعضی از چیزها نه بگونۀ بدیهی و نه بگونۀ استدلالی اصلاً قابل شناخت نیستند، مانند حسن روزه گرفتن در آخرین روز ماه رمضان اما قبح روزه گرفتن در روز اول ماه شوال، زیرا عقل هیچ مجالی برای ادراک آن‌ها ندارد.

فرق بین ما و معتزله در این است که: آن‌ها می‌گویند: «عقل به ذات خودش واجب‌گرداننده است آنگونه که معتزله می‌گویند که بنده ایجادکنندۀ افعالش است». ولیکن نزد ما [ماتریدی‌ها] عقل مُعَرِّف [و شناسانندۀ] وجوب است درحالی‌که مَوجِب [یا واجب‌گردانندۀ] حقیقی خدای تعالی است اما بواسطۀ عقل؛ یعنی خداوند متعال هیچ سببِی از فرایض و واجبات را بدون عقل واجب نمی‌گرداند بلکه شرط اینست که عقل موجود باشد، همانگونه که پیامبر معرفِ وجوب است نه واجب‌گردانند، بلکه موجب حقیقی خدای تعالی است ولیکن بواسطۀ پیامبر….

[امام] حاکم شهید در کتاب «المنتقی» ذکر کرده است که ابوحنیفه رضی الله عنه گفت: «هیچ کسی از بابتِ جهل به آفریدگارش عذر داشته نمی‌تواند چون می‌بیند که کی آسمان‌ها و زمین را آفریده و خودش را کی خلق کرده است». همچنان روایت شده که ابوحنیفه گفته است: «اگر خدای تعالی پیامبری را برای گروهی از مردم نفرستاده باشد، معرفت خداوند بنابر عقل بر ایشان واجب بوده است». این موقف کثیری از مشایخ عراق است، و شیخ ابومنصور ماتریدی رحمه الله نیز دربارۀ خردسالی که به بلوغ عقلی می‌رسد گفته است که معرفت خداوند متعال بر او واجب می‌باشد. ازین نگاه، فرقی میان ما معتزله از حیث حکم وجود ندارد. ولیکن نزد معتزله عقل در واجب گرداندن مستقل است، درحالی‌که نزد ما مستقل نیست… بلکه معرفت خدای تعالی به «سببِ برخورداری از عقل» واجب می‌گردد و واجب‌گردانندۀ حقیقی همانا خدای تعالی می‌باشد…..

اشعری رحمه الله به این رأی رفته است که نه ایمان و نه هیچ چیز دیگری بنابر عقل واجب نمی‌گردد، و نه هم چیزی حرام می‌گردد، ولیکن حسن و قبح بعضی از اشیاء را می‌توان بواسطۀ عقل شناخت. پس نزد اشعری، همه احکام متعلقه در باب مکلفیت نماز، زکات، حج وغیره متعلقات از حیث سمع [و شرع] استند» (الانتقاد فی شرح عمده الاعتقاد: ص ۶۷۱-۶۷۹).

گروه دیگری از حنفی‌ها، یعنی مشایخ بخارا (به استثنای شمس الأئمه حلوانی) به این رأی رفته اند که تنها شناخت قُبح و کفر بنابر عقل واجب می‌باشد و نه شناحت حُسن و ایمان. فخرالاسلام بزدوی و شمس الأئمه سرخسی به این باور اند که ایمان بر خردسالی که به بلوغ عقلی رسیده و ایمان بر کسانی که پیام دین به آن‌ها نرسیده بنابر عقل واجب نمی‌باشد، اما اجتناب از کفر و شرک بر آن‌ها واجب است (کنز الوصول إلی معرفه الأصول، ص ۷۰۶-۷۰۹؛ تمهید الفصول فی الأصول، ج ۳، ۴۸۲-۴۸۳).

اما اختلاف میان رأی مشایخ بخارا و رأی شافعی‌ها در این است که شافعی‌ها و اشعریه اداء کردن احکام شرعی را از خردسال عاقل صحیح نمی‌دانند و اسلام او را پذیرفته شده نمی‌دانند، درحالی که نزد مشایخ بخارا ادای احکام شرعی و ایمان از خردسال عقلاً بالغ بنابر برخورداری از «اهلیت قاصره» صحیح و مُعتبر استند (سرخسی: «تمهید الفصول فی الأصول»، ج ۳، ۴۸۲ و ۴۸۷؛ ابوالیُسر بزدوی: «أصول الدین»، ص ۳۳۵).

برگرفته از:
«مبادی کلام و مسائل توحید»، صفحاتِ ۴۸۱-۴۸۲.

………………………………….

نویسنده: داکتر عمر جویا، پژوهشگر حوزه مطالعات دینی

برگرفته شده از: صفحه فیسبوک عمر جویا

خروج از نسخه موبایل