خبرگزاری پورانا نوشتههای برتر پیرامون مسائل مهم سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و…را از صفحات اجتماعی گزینش و در بخش «نظرها» به نشر میرساند. مسوولیت نوشتهها بدوش نویسندگان است.
………………………………………………………………
خلیلزاد از نشست احتمالی مخالفان تالبان در پاکستان انتقاد کرده است. مخالفان تالبان یک چیز را بدانند که هر چه خلیلزاد مخالف آن باشد به نفع مخالفان تالبان است.
خلیلزاد از طراحان پروژه تالبان در دامن پاکستان است. استراتیژی او این بود که تالبان را در دامن پاکستان پرورش دهد و وقتی صاحب قدرت شدند، آنان را از پاکستان جدا کند و در جهت اهداف شخصی و قومی خودش سوق دهد. خلیلزاد در راستای کسب استقلال تالبان از پاکستان، طرح ایجاد دفتر قطر را داد و تالبان ناراض از پاکستان را آنجا جمع کرد و به آنان گفتوگو کرد تا دولت را تسلیم آنان نماید. این طرح خلیلزاد تا حدودی نتیجه داد اما صد در صد بر وفق مراد او پیش نرفت. پاکستان با استفاده از نفوذ خود، توانست که بر روند انتقال قدرت تاثیر بگذارد و بخشی از رهبران قدرتمند تالبان را در اختیار داشته باشد. پاکستان از طریق شبکه حقانی و سپس روابط با هبتالله نفوذ خود را حفظ کرد در میان تالبان و قدرت عملا میان تالبان پاکستان و مخالفان پاکستان تقسیم شد. این یکی از نگرانیهای خلیلزاد بوده است. خلیلزاد نمیخواهد که تالبان دوباره در کنترول پاکستان در آیند و طبق نقشه های اسلامآباد عمل کنند. اما انگار مسیر تحولات سیاسی در امریکا و پاکستان خلاف جهت خلیلزاد و کرزی و دیگر مغزهای متفکر تالبان پیش میرود.
پاکستانیها توانستهاند که حمایت مالی و سیاسی امریکا را در جهت ضربه زدن به اهدافی که آنان ضد منافع ملی خود تعریف میکنند، بدست آورند. آنان از این حمایت در جهت مهار تالبان پاکستان و تالبان افغانستان استفاده میکنند. یکی از این استفادهها، نزدیکی با جریانهای سیاسی مخالف تالبان است. این ابزار مفید و کار آمدی است.
یک تعداد از دوستان که حالا به پیروی از خلیلزاد و یا بر اثر احساسات ناپخته گویا ملی خود، از مخالفان تالبان میخواهند که با پاکستان همکاری نکنند، خواسته نخواسته به نفع تالبان و خلیلزاد کار میکنند. این دوستان مدعی اند که پاکستان در صدد استفاده ابزاری از مخالفان در جهت اعمال فشار بر تالبان است. بلی، این درست است. مخالفان تالبان نیز میتوانند، استفاده خود را نمایند. دنیای جنگ و سیاست و قدرت همین است. هیچ کی به رضا خدا کار نمیکند. همه منافع خود را دنبال میکنند. مخالفان تالبان چهار سال است که در برابر تالبان با دست خالی ایستادهاند و از جهان میخواهند که علیه تالبان موضع بگیرند و مردم را از گروگان تالبان نجات دهند. اما کسی گوش نمیدهد. تالبان از همه امکانات بین المللی در جهت سرکوب مخالفان و سرکوب مردم استفاده میکنند.
من چنانکه بارها نوشته ام، مخالفان تالبان از جمله جبهات مقاومت و آزادی باید از این فرصت استفاده کنند. آنان با یک طرح و برنامه روشن که متضمن آینده دموکراتیک و عادلانه برای کشور ما باشد، با هر کشور منطقه از جمله پاکستان وارد گفت وگو شده و طالب کمک از آنان شوند. وقتی تالبان به کمک پاکستان سالها قتل و کشتار کردهاند و امروزه میخواهند که اکت و ادای استقلالیت در بیارند، مخالفان تالبان هم باید از هر فرصت پیش آمده برای واردارسازی تالبان به تن دادن به خواست دیگران استفاده کنند.
خلیلزاد خوب بلد است که از احساسات مبهم و ناپخته عدهای از سیاسیون بی دیدگاه که سال ها در دام دشمنی با پاکستان ماندهاند، استفاده کند و روند منطقهای در حال شکل گیری با محوریت پاکستان را اخلال کند.
آقای امرالله صالح نیز از مخالفان نزدیکی مخالفان تالبان با پاکستان است. آقای صالح نیز تا کنون نتوانسته منطق قوی برای دوری از پاکستان ارایه کند. او فقط یک حرف را تکرار میکند که پاکستان دشمن ماست و پاکستان قابل اعتماد نیست. او همین حرف را در باره امریکاییها و خلیلزاد هم میزند. اگر از آقای صالح بپرسید که یک کشوری را نام بگیرد که قابل اعتماد باشد و مخالفان تالبان بتوانند به حمایت آن اتکا کنند، مطمیناً که نام گرفته نمیتواند. او بعد از خروج از افغانستان چند سال بر بام کریملن برآمد و علیه امریکا شعار داد اما همین کرمیلین اولین کشوری شد که تالبان را به رسمیت شناخت. باید سیاسیون ما به این درک برسند که سیاست عرصه تحرک و پویایی و تحول است و با اذهان منجمد و عقدهای معطوف به گذشته نمیتوان سیاست کرد.
……………………………………………………
نویسنده: نورالله ولیزاده، روزنامهنگار
برگرفته شده از: صفحه فیسبوک نورالله ولیزاده
