حمدالله فطرت، معاون سخنگوی گروه طالبان گفته که هبتالله آخوندزاده، رهبر این گروه روز گذشته در چهارمین نشست کابینه طالبان در کندهار، از اعضای کابینه خواسته که «مذهب و عقیده» را به مردم افغانستان نشان دهند و آنان را از «بداخلاقی» و «تأثیر افکار و نظرات نادرست» محافظت کنند.
معاون سخنگوی طالبان شام روز گذشته، چهارشنبه، ۲۲ اسد/مرداد، با نشر اعلامیهای گفته است که چهارمین نشست کابینهی این گروه به ریاست هبتالله آخوندزاده در کندهار برگزار شده و رهبر طالبان گفته است که استحکام «نظام اسلامی» از آموزش دین میآید و از اعضای کابینهی خود خواسته است که برای مردم آگاهی دینی بدهند.
به گفته وی، در این نشست فیصله شده است که شهرداری طالبان در کابل، در نقاط مورد نیاز پایتخت، مسجد بسازد و آن را به وزارت حج و اوقاف این گروه بسپارد.
طبق اعلامیه معاون سخنگوی طالبان، کابینه این گروه هیأتی را بهمنظور توجه بهتر به مساجد، مدارس، مکاتب و دانشگاهها توظیف کرده و خواستار احیا و تقویت «سیستم مدارس و مساجد قریهجات» شده است.
طالبان در چهار سال اخیر، صدها مدرسهی دینی و مسجد با هزینههای هنگفت در ولایتهای مختلف کشور ساختهاند. براساس حکم هبتالله آخوندزاده، در مرکز هر ولایت باید یک «مدرسهی جهادی» با ظرفیت هزار نفر و در هر ولسوالی نیز بین یک تا سه مدرسه ساخته شود.
حمدالله فطرت همچنان گفته که اعضای کابینهی طالبان در نشست کندهار در مورد وضعیت زندانیان در زندانهای این گروه، چگونگی رسیدگی به پروندههای آنان، مدت حبس شان و فیصلهی محاکم در مورد آنان، بحث کرده است.
رهبر طالبان در این نشست با اشاره به اختلافات میان اعضای این گروه، بر جلوگیری از اختلافات فکری و تقویت اتحاد آنان تأکید کرده است.
ملاهبتالله رهبر گروه طالبان در حالی از اولویت دادن کابینه این گروه به ارایه معلومات دینی و ساخت مسجد و پرهیز از اختلاف سخن گفته که یگانه خواست و مطالبه مردم افغانستان نان و کار است.
براساس گزارش نهادهای ناظر بینالمللی، افغانستان اکنون تلخترین و دشوارترین روزهای تاریخ خود را سپری میکند و هیچگاه مردم این کشور تا این حد دچار فقر، بیکاری، ناامیدی و زندگی فلاکتبار نبودهاند. درحدود دو ماه اخیر، ایران حدود دو میلیون انسان افغانستانی را در حالی اخراج کرد که آنان هیچ امید و سرپناه و چارهای در کشور شان ندارند و کودکان شان از گرسنگی و بیدارویی جان میدهند. این دو میلیون مهاجر برگشت کننده، به تعداد بیست میلیون تن دیگری افزوده شده که قبلا سازمانهای بینالمللی از گرسنگی شدید آنان بارها هشدار دادهاند.
وضعیت بیکاری به گونهای است که بخاطر وعده قطر برای فراهم کردن زمین کار به حدود یک تا دو هزار نفر، نزدیک به یک میلیون تن در افغانستان عقب دروازههای ادارههای کار صف کشیدند. خشکسالی، کمآبی شهرها، فروپاشی نظام صحی و شاید همه اینها منجر به افزایش خودکشی شده، همه موضوعات جدی و نیازمند رسیدگی فوری است که باید در سطح رهبری و از سوی شخص ملاهبتالله که خود را همه کاره کشور میداند، مورد رسیدگی قرار دهد.
اما هبتالله در نشست کابینه خود هیچ یادی از درد و رنج و مشکلات مردم نمیکند. مردم از گرسنگی جان میدهند و رهبر طالبان نگران آن است تا مبادا فشار گرسنگی مردم را در برابر او تحریک به قیام کند. طبق روش شناخته شده طالبانی، رهبر این گروه بجای اینکه به عوامل و انگیزههای دوری مردم از دین فکر کند، با گمراهپنداری مردم تاکید بر آن دارد که مردم از دین آگاه ساخته شوند. آگاهی طالبانی از دین نیز چیزی فراتر از آن نیست که بر اطاعت بیوچون از ملاهبتالله تاکید صورت گیرد. برای اعضای طالبان نیز آگاهی دینی به این معناست که صبر استراتیژیک پیشه کنند و در برابر کجرفتارهای رهبری لب به انتقاد نگشایند. زیرا اگر چنین کنند، اتحاد از بین میرود و زمین به آسمان میخورد و مردم از برکت داشتن رهبری به فرزانگی هبتالله محروم خواهند شد!
واقعیت این است که فکر طالبانی و روش طالبانی قابل تغییر نیستند. مردم افغانستان در چهارسالگی برگشت طالبان به قدرت باید به این درک صریح و بیابهام رسیده باشند که در انتظار بهبود اوضاع با حاکمیت طالبان نشستن ضیاع وقت است و با انتظار بیشتر از این شیرازههای همه چیز فرو میپاشد. مردم افغانستان باید برای حل مشکلات خود خود دست به کار شوند. ملاهبتالله بارها با تکبر و تفرعن گفته است که رنج مردم به من مربوط نمیشود و من فقط از مردم دیانتی میخواهم که اطاعت از امر مرا از اجزای ایمان معرفی کند و صبر و قناعت را به گرسنگان تجویز کند. مردم افغانستان به گواهی تاریخ بالاترین درجه ایمان و دیانت را دارند. اما برای هبتالله کافی نیست. او اطاعت میخواهد و اطاعت بیوچون از او مادامی که جامعه چند قرن عقبگرد نکند، مقدور و میسور نیست. مقامهای طالبان نیز همه مسوولاند. براساس آموزههای دینی نیز مقامهای طالبان مکلف هستند که در صورتی از هبتالله اطاعت کنند که او مطیع فرمان خدا باشد و برای خیر و فلاح مردم کارکند. اطاعت از کسی که پروای رنج مردم را ندارد، شراکت در جرم و ظلم و معصیت است و جزای اخروی خواهد داشت.
مطمیناً که در هیچ گوشه دنیا حکومتی مانند رژیم طالبان وجود ندارد. حکومتی که با مردم خصمانه رفتار کند. به مردم فقط حکم کند و آنان را تعذیب کند اما هیچ تعهد و مسوولیتی را قبال مردم متقبل نشود. مردم در حتا فقیرترین کشورها و عقب مانده ترین جوامع حکومتی بسان حکومت طالبان را تحمل نخواهند کرد. هیچ حکومتی تا این حد از رنج مردم بیاحساس نیست.
نویسنده: بهرام بهین