محمد ادریس انوری والی طالبان در پروان میگوید که مردم و جوانان ما به لحاظ فکری تحت اشغال قرار دارند و همان فکری را میکنند که کافران برای شان دادهاند.
او در ادامه میگوید:«ما و شما به لحاظ نظامی و ظاهری وطن خود را آزاد کردیم اما جنگ فکری هنوز هم وجود دارد. اینجا اعتراضاتی پیدا میشود که کافران در ذهن مردم ایجاد کردهاند، به اسلام ملاحظات پیدا شده، به ارزشها ملاحظات پیدا شده، به نظام اسلامی ملاحظات پیدا شده، ما و شما باید متوجه مبارزه فکری باشیم. متوجه کودکان و جوانان خود باشیم.»
والی طالبان در پروان میافزاید:«رسانههای اجتماعی نسل جوان را تباه کرده است. اختیار قضاوت را از آنان گرفته است. امروز جوان ما که قضاوت میکند و نتیجهگیری میکند، براساس آنچیزی میکند که در رسانههای اجتماعی مطرح میشود. آنچه را رسانههای اجتماعی خوب معرفی کنند، خوب است و آنچه را خراب معرفی کنند، خراب. به عقاید و ارزشها ملاحظات پیدا شده است. نسل جوان خود را باید به لحاظ ذهنی و فکری و ظاهری محافظت کنیم. از زمانی که جنگ حق و باطل شروع شده، تنها جنگ نظامی نبوده، بلک همیشه از لحاظ فکری جنگ وجود داشته است. ضررهای جنگ فکری بیشتر از جنگ ظاهری بوده است.»
وی در باره جنگ فکری میگوید:« جنگ فکری به طریقه مخفی با فریب و نیرنگ انجام میشود. باطل را برچسپ حق میزنند و ارایه میکنند. همانگونه که آدم علیهالسلام را شیطان فریب داد، امروز فرزندان شیطان، رهروان و متابعین شیطان، کوشش میکنند که با فریب و نیرنگ نسل جوان ما را گمراه بسازند. نسل جوان را خود به اسلام نزدیک کنیم. قرآن را کتاب عمل بسازیم. زندگی خود را مطابق قرآن بسازیم.»
والی طالبان در پروان این سخنان را در نشستی گفته که تحت نام جنگ فکری و راههای مقابله با آن برگزار شده است.
چندی پیش ملاهبتالله رهبر غایب طالبان بر ضرورت و اهمیت «جنگ فکری» تاکید کرده و به مقامهای این گروه دستور داد که در این زمینه کار کنند.
طالبان انتقادهایی که از عملکرد این گروه صورت میگیرد را ذیل عنوان جنگ فکری مطرح میکنند و در این اواخر دنبال چارهاندیشی برای مقابله با آن شدهاند.
آگاهان امور دینی و سیاسی میگویند که طالبان متوجه افزایش نارضایتی مردم از عملکرد این گروه و بیباوری مردم به شعارهای ظاهراً دینی آنان شدهاند و میخواهند تحت عنوان جنگ فکری، زمینهها و مقدمات بیشتر سرکوب مردم و جوانان را فراهم کنند.
به اعتقاد آگاهان، بسیاری از رفتارهای طالبان مبنای شرعی ندارد و با هدف سرکوب مخالفان و نارضایتیهای مردمی صورت میگیرد. اما طالبان هرگونه مخالفت و اعتراض در برابر رفتار خود را، مخالفت در برابر خدا و رسول و دین عنوان کرده به شدت سرکوب میکنند. امری که به عقیده آگاهان موجب تشدید نارضایتی و اعتراضات بیشتر میگردد و طالبان چاره دیگری غیر از تشدید فشار و سرکوب ندارند. تشدید فشار و سرکوب نیز به لحاظ جامعه شناختی نتیجه معکوس دارد و میتواند موجب برانگیخته شدن خشم بیشتر مردم میگردد.